قصه «ماتی خان» را از پدربزرگم شنیدم
یکشنبه 01 اسفند 1400

قصه «ماتی خان» را از پدربزرگم شنیدم

عبدالرحمن اونق می‌گوید قصه «ماتی‌خان» را که یک قصه حقیقی است از پدربزرگ خود شنیده و دوست‌ داشتم آن را در قالب یک‌رمان تاریخی به دست مخاطبان برسانم.

«ماتی خان» نوشته عبدالرحمن اونق یکی از رمان‌های تاریخی است که انتشارات سوره مهر منتشر کرده و با موضوع بازگشایی مرزهای ترکمن، قصه‌ای به قدمت ۷۰ سال را روایت می‌کند.

این‌کتاب که یک اعتراض درپی فرمان کشف حجاب و تغییرات فرهنگی آن زمان در دل یک صحراست، و کشمکش مردم خایرخوجه با امنیه‌ها می‌باشد، برنده جایزه اندرزگو شده است. عبدالرحمن اونق همچنین نویسنده آثار سورتیک، قصه‌های ترکمن و آوای صحرا نیز است.

اونق  گفت: «ماتی خان» همان کتاب «راز خایر خوجه» است که نسخه انتشارات سوره مهر، درواقع چاپ دوم آن محسوب می‌شود. درباره علت انتخاب این‌منطقه و آن‌برهه زمانی باید بگویم چون خودم اهل ترکمن هستم و علت تسلط هم این است که من سفرهای زیادی به آنجا داشتم و مدتی در آنجا زندگی کردم و با فرهنگ آن‌جا و کارهایشان و آدابشان آشنا شدم.

وی افزود: ۹ ماه طول کشید تا این داستان را بنویسم. این قصه را پدربزرگم از سربازان آن زمان شنیده و برایم تعریف کرده بود و یک قصه حقیقی است که مردم در تاریخ شاید نخوانده باشند دوست داشتم که در قالب رمان بخشی از تاریخ را در یک منطقه روایت کنم. ماجرای این کتاب صرفاً درمورد فرمان کشف حجاب نیست بلکه من از این موضوع استفاده کردم تا بتوانم قصه را روایت کنم. مسئله یک مسئله‌ی ناموسی بود. یک قصه واقعی بود که من از پدر بزرگم شنیدم. این یک داستان اعتراضی در دل صحراست، در آن زمان نسبت به این مسئله در کل ایران واکنش‌هایی داشتند که این یکی از آنهاست.

این نویسنده درمورد حقیقی یا خیالی بودن شخصیت ماتی خان گفت: این شخصیت کاملاً تخیلی است؛ اتفاق و کوچ مردم خایر خوجه واقعی است اما رهبر آنها نامعلوم است. چرا که هیچکسی از آنها باقی نمانده بود. من ماتی خان را بر حسب تخیل و فراخور روایت داستانی به عنوان رهبر انتخاب کردم.

اونق درمورد طولانی بودن فاصله زمانی داستان گفت: برای این که بتوانم قصه را شرح دهم به این فاصله زمانی نیاز داشته ام. و بعد از سال‌ها زمانی که مردم برگشتند خیلی‌ها یکدیگر را پیدا کردند. می‌خواستم که این داستان که بر اساس واقعیت است و یک اتفاق تاریخی است را روایت کنم و از کشف حجاب به عنوان ابزار و یک وسیله استفاده کردم تا بتوانم قصه ام را روایت کنم. اصلاً هم این که رمان بشود یا چیز دیگری مشخص نبود. فقط دوست داشتم آن را روایت کنم.

وی در پاسخ به این سوال که در زمانی که مردم به رمان‌های آپارتمانی علاقه بیشتری دارند نوشتن این داستان و خواندنش چه ضرورتی دارد، گفت: من این را قبول ندارم که مخاطب امروز به رمان‌های آپارتمانی علاقه داشته باشد؛ مخاطب امروز به دنبال تنوع است؛ هر کدام از این دو نوع مخاطب خاص خود را دارد. اما این که این کتاب نزدیک به چاپ سوم می‌باشد خود نشان می‌دهد که مخاطب خودش را دارد.

نظر بدهید
capcha