عرفان شیعی در رفتار عملی فقها
پنجشنبه 27 ارديبهشت 1403

عرفان شیعی در رفتار عملی فقها

نشست تبیینی پرسش و پاسخ با محوریت «عرفان شیعی»، با حضور آیت‌الله محمدصالح کمیلی، از یادگاران مکتب عرفان نجف و از شاگردان آیت‌الله سید هاشم حداد، پنجشنبه 27 اردیبهشت در سالن یاس برگزار شد. در این نشست با توجه به سالروز رحلت مرجع عالی‌قدر آیت‌الله‌العظمی بهجت، پیرامون خصوصیات اخلاقی ایشان نیز مباحثی طرح شد.

به گزارش پایگاه اطلاع رسانی مجمع ناشران انقلاب اسلامی، نشست تبیینی پرسش و پاسخ با محوریت «عرفان شیعی»، با حضور آیت‌الله محمدصالح کمیلی، از یادگاران مکتب عرفان نجف و از شاگردان آیت‌الله سید هاشم حداد، پنجشنبه 27 اردیبهشت در سالن یاس برگزار شد. در این نشست با توجه به سالروز رحلت مرجع عالی‌قدر آیت‌الله‌العظمی بهجت، پیرامون خصوصیات اخلاقی ایشان نیز مباحثی طرح شد.

*اساسا در اسلام و تشیع چیزی به نام عرفان داریم یا نه؟

کمیلی: چگونه می‌شود اصل عرفان و معرفت و شناخت در اسلامی که جامع‌ترین دین نسبت به ادیان دیگر است، وجود نداشته باشد؟ حتما تمام قوانین و تعالیم اسلام در جهت هدایت بنده و معرفت اوست. اکنون به این دلیل که عرفان‌های کاذب تبلیغات بسیار دارند، عرفان صحیح آن‌چنان جلوه‌گر نیست. باید برای شناخت دقیق آن، به مکتب اساتید اخلاق و عرفان در حوزه علمیه نجف پی ببریم.

*مهم ترین شاخصه‌های عرفان شیعی و فرق بین عرفان و اخلاق چیست؟

کمیلی: راجع‌به عرفان شیعی صحیح باید گفت عرفانی پذیرفته است که مستند به قرآن و روایات اهل بیت باشد. این عرفان باید هم جنبه فردی، هم خانوادگی و هم اجتماعی را تجلی دهد. همچنین شریعت‌گرایی در عرفان بسیار مهم است و ریاضت‌ها باید در حد اعتدال مشروع باشد. ولایت در چنین عرفانی، عین توحید است و از آن جدایی نمی‌پذیرد. عارف، مسئولیت‌گریز و انزواطلب نیست و تمام اذکار، اربعینیات و دستوراتی که استاد اخلاق و عرفان مطرح می‌کند، مستند به ثقلین، کتاب و سنت است. شاگردان در چنین عرفانی از استاد کامل اخلاق و عرفان تبعیت می‌کنند و اعتقاد به وحدت وجود اشراقی را مبنا قرار می‌دهند. اهمیت ندادن به مکاشفات و کرامات از دیگر ویژگی‌های عرفان شیعی است.

*فرق بین اخلاق و عرفان چیست؟

کمیلی: اگر منظور اخلاق عمومی باشد، کتاب «معراج السعاده» علامه نراقی، روشنگر مطالب اخلاقی و رذائل و فضائل است و حتما باید در مقدمه عرفان قرار بگیرد. خود عرفان نیز خصوصیات خاصی دارد که مبحثی تخصصی است.

*گفتید ولایت عین توحید است. آیا ممکن است کسی اعتقاد به ولایت نداشته باشد و به معرفت الله برسد؟ برخی می‌گویند شناخت پیامبر نیز متوقف بر ولایت است. این امر چگونه ممکن است؟

کمیلی: بین علمای اهل سنت نیز کسانی مانند ابن‌عربی که امام خمینی از او با عنوان شیخ اکبر یاد می‌کند، وجود دارند و می‌درخشند. اما معتقدیم هر کس در هر مذهبی خالصانه ریاضت‌های مشروع انجام دهد و منظور اصلی‌اش رسیدن به خدا باشد، طی مراتب کند و به نقطه توحید برسد، خدا او را یاری می‌دهد و از اولیای خود باخبر می‌کند. نمی‌شود یک شخصیت آنقدر زحمت بکشد و به توحید برسد، ولی توحیدش از ولایت خارج باشد. اینجا جایی است که خداوند به بنده کمک می‌کند. حتی در کتاب‌های ابن عربی نیز از امام زمان(عج)، ائمه مطهر(ع) و امیرالمومنین(ع) چیزهایی آمده است. در مسئله ولایت ابن عربی اختلاف‌هایی است و ما او را قبول داریم و می‌گوییم باب ولایت بر او باز شده؛ اما درباره اینکه در کتاب او مطالب دیگر نیز آمده، می‌توان گفت عصر او عصر تقیه بوده و دلایلی بر تشیع او وجود دارد.

*برخی می‌گویند عرفان مغز شریعت است و با آن می‌توان از ظواهر عبور کرد. آیا چنین چیزی ممکن است؟ شریعت‌گرایی چیست؟

کمیلی: شریعت، گفته‌های خدا و مقربین است. نمی‌توان در مسیر خدا جلو رفت، اما روی تعالیم شریعت اسلامی پا گذاشت. بدعت‌هایی که دراویش و عرفان‌های رایج بنا نهادند، با شریعت مطابقت ندارند و صحیح نیستند. در مکتب نجف علمایی فقیه و مجتهد می‌بینیم. باید دید آنان چگونه بین فقه و معرفت جمع ایجاد کردند. اصل و اساس مکتب نجف از جوانی گرفته شده که در ارتباط مستقیم با مکتب ولایت بوده و این طریقت را به سید علی شوشتری نیز منتقل کرده است. ملا حسینقلی همدانی، شاگرد سید علی شوشتری، سید احمد کربلایی شاگرد ملا حسینقلی همدانی و میرزاعلی آقای قاضی شاگرد سید احمد کربلایی همگی درس خارج فقه و اصول می‌گفتند و کتاب‌هایی در فقه و شریعت دارند. آنان نیز شاگردان متعددی داشتند که راهنمای عملی خوبی در ان باره هستند.

*بیان کردید که عارف مسئولیت‌گریز و انزواطلب نیست. درباره مفهوم مسئولیت‌گریز نبودن بگویید.

کمیلی: این‌طور جا افتاده که اگر کسی وارد سیر و سلوک شد و خواست آن را به پایان رساند، باید از دنیا کناره‌گیری کند و از مسائل سیاسی و اجتماعی کنار کشیده، در صومعه یا کوه و بیابانی عزلت گزیند تا ابواب معرفت بر او باز شود. ما این را قبول نداریم و می‌گوییم اگر کسانی اینگونه فکر کنند، به مقصود نمی‌رسند و در نهایت بیمار و دیوانه خواهند شد. آیت‌الله قاضی می‌فرماید: بدن همچون مرکبی برای انسان است. نباید در حق مرکب کوتاهی کرد. باید در مسیری معتدل قرار بگیریم. سالک باید به جسم خود نیز برسد و از اجتماع و وظایف شرعی و اجتماعی دوری نکند. برخی در این مسیر وظایف خود نسبت به همسر و فرزندان‌شان را از یاد می‌برند. برخی نیز خودسرانه عزلت می‌گزینند و مستحباتی انجام می‌دهند که آنان را در این مسیر گرفتار می‌کند. در این‌باره داستانی از ملاحسینقلی همدانی نقل شده است؛ در راه سفر به کربلا، به‌همراه شاگردانشان به قهوه‌خانه‌ای می‌رسند که دنیاپرستانی در آن آوازه و طرب و موسیقی برپا کرده بودند. آخوند همدانی به شاگردانش گفت: به آنجا بروید و امر به معروف کنید. وقتی شاگران اظهار عجز کردند، خودش رفت و با رئیس گروه دیدار کرد و پرسید: اجازه می‌دهی من هم که شاعری هستم برای‌تان آوازی بخوانم؟ او قبول کرد. وقتی آخوند همدانی در جمع آن‌ها وارد شد شروع به خواندن اشعاری از امیرالمومنین کرد. این اشعار، اشعار ناقوسیه بود. شروع کرد و گفت: من می‌خوانم شما هم بنوازید و چنین خواند: ای فرزند دنیا، خدا به تو مهلت داده، پس دقت کن چقدر می‌اندوزی در حالی‌که دنیا عمر می‌کند، اما در نهایت رو به زوال است. هیچ روزی نمی‌گذرد از عمر ما مگر آنکه رکنی از ما را نابود می‌کند و ما به فنا نزدیک می‌شویم. و در نهایت می‌خواند: ما آخرت را ضایع کردیم و دنیارا وطن قرار دادیم و به آسیب‌های معنوی خود پی نمی‌بریم مگر در زمان مرگ.

وقتی آن جمع این شعر را از زبان آخوند همدانی شنیدند، همه از این معانی در این اشعار به گریه افتادند و توبه کردند. پس در سیرت این علمای بزرگ می‌بینیم که چگونه با مسائل اجتماعی برخورد داشتند و کنار نمی‌کشیدند. می‌بینیم که امام خمینی نیز کتاب‌های بسیاری درباره اخلاق نوشتند و بزرگ‌ترین حرکت اجتماعی و سیاسی قرن بر اساس تدبیر ایشان اتفاق افتاد.

*گفته شد که محور نبودن و توجه تام نداشتن به خرق عادت ملاک حقانیت نیست. چرا در عرفان شیعی این مسائل محور نیست؟

کمیلی: استاد اخلاق و عرفان باید محوریت خود را حفظ و در تمام جهات برای سلامتی شاگرد خود از انحراف و ضلالت سعی کند. افرادی که دچار انحراف می‌شوند، استاد درستی ندارند. آنان از طرف خودشان اذکاری را انجام می‌دهند و به مکاشفاتی می‌رسند که گاه رحمانی و گاه شیطانی است. دراین‌باره باید گفت که حتی در صورت مکاشفات صحیح نیز، سالک نباید مکاشفه را دستاوردی بزرگ ببیند. همان‌گونه که در دنیا ممکن است مسائلی فریبنده باشد، در مسائل معنوی نیز فریب‌هایی شخص را در جایی متوقف می‌کند. باید همراه استاد کامل پیش رفت. برخی استادان، مدعی استادی هستند ولی انحرافاتی دارند و در نهایت نیز گرفتار دادگاه روحانیت می‌شوند. پس باید دانست ممکن است کرامت‌ها اغواکننده باشند. مرحوم حداد از شخصی که اهل کرامت بود پرسید: حاضری من این‌ها را از تو بگیرم و چیز بهتری به تو بدهم؟ او گفته بود: نه. ولی در حالات حداد نقل شده که وقتی به مکاشفه و کرامتی می‌رسید، به حرم باب الحوائج می‌رفت و می‌گفت می‌خواهم این‌ها را از من بگیری و من این را نمی‌خواستم. انسان نباید مغرور شود. این‌ها در پیشگاه خدا چیز زیادی نیست. بنابراین نباید برای خود انسان مهم دانسته شود. استاد باید حدی از شریعت، حقیقت و طریقت را با هم پیش برد.

*آنچه ما می‌توانیم از آیت‌الله بهجت یاد بگیریم و برای جامعه امروز راهگشا باشد چیست؟

کمیلی: در سیرت اساتید مکتب نجف، جلوه‌ها و نمودهایی بسیار بارز بوده که عبارتند از: معرفت نفس، تعهد دائم در مراقبه، حفظ حدود شرعی، حاضر و ناظر دانستن خدا بر رفتار و گفتار، جمع بین فقه و عرفان، هماهنگی افکار، تلاوت قرآن و توسل به ائمه معصومین(ع).
ایشان کثیر‌الذکر بودند و التزام دائم به تشرف به حرم حضرت معصومه(س) داشته‌اند. تشرف‌های ایشان در نجف نیز نظمی خاص داشت. گوشه‌ای می‌نشست، عاشورا می‌خواند و مشغول ذکر می‌شد. نماز ایشان نیز نمازی مخصوص و ممتاز بود. برای نماز از برخی از شهرستان‌ها هم می‌آمدند و مسجد کاملا پی می‌شد. نمازهایشان را با حال بکاء و خضوع می‌خواندند و حتی نقل شده در مسجدی که نماز می‌خواندند با امام زمان نیز ملاقات داشته‌اند. وقتی در مسئله طلاق مشاوره می‌دادند، بسیار ناراحت می شدند و زوج را به سازگاری تشویق می‌کردند. آیت‌الله بهجت منفورترین چیزها را نزد خدا طلاق می‌دانست. اما اکنون می‌بینیم که افراد با توافق ازدواج می‌کنند و با توافق هم جدا می‌شوند. همچنین حالت عرفانی خود را با عشق به امام حسین(ع) حفظ می‌کردند.

*برخی قائل‌اند ایشان یا شخصیت‌هایی که مانند خودشان برجسته بودند، نقش‌آفرینی جدی در جامعه نداشتند. ما در عصر جمهوری اسلامی، بحران‌ها و فتنه‌های گوناگونی را تجربه کردیم. شخصیت‌هایی که در زمره علما هستند میزان نقش‌آفرینی‌شان چگونه بوده است؟ مرحوم مصباح یزدی را نیز معاصر با آیت‌الله بهجت داریم که رهبر معظم انقلاب بصیرت را از ویژگی‌های ایشان دانستند. آنان رفتار متناقض و متعارضی دارند. کدام یک بر حق هستند؟ آیا هر دو برخورد درستی داشتند؟

کمیلی: آیت‌الله بهجت از نظام مقدس جمهوری اسلامی تایید کامل داشتند. من اگر اسلام یا قرآن را دوست دارم، باید جمهوری اسلامی را هم تایید کنم. البته اشکالات هم باید بیان شوند و اگر در جایی مشکلی هست باید مطرح شود. نظامی طولانی که می‌خواهد با ملت و کشورهای خاورمیانه و اروپایی در ارتباط باشد، باید تعاملش نیز به‌گونه‌ای باشد که از جهات اسلامی مشکل نداشته باشد. هم‌اکنون ما از جهات نظامی و اقتصادی روز به روز پیشرفت می‌کنیم و تمام دنیا به برخورد ایران با اسرائیل افتخار می‌کنند. پس در زمینه یاری این نظام همه ما با همه توان پای کار هستیم.

*آیا از امثال ایشان، جدا از اعلام شفاهی و تایید گفتاری، کنش‌گری هم در جامعه می‌بینیم یا خیر؟ ما علما و فقهایی را مانند آیت‌آلله مهدوی کنی و مرحوم مشکینی می‌بینیم که با وجود وجاهت علمی برجسته، نگفتند من باید بنشینم و صرفا به بحث و درس خود بپردازم. عملا میان میدان آمدند. افراد دیگر نیز لزوما پست نگرفتند؛ اما نقش‌آفرینی کردند. نمی‌توان تنها شیخ انصاری را ملاک گرفت. او در زمان خود آن ویژگی‌ها را داشت. پرسش این است که با ویژگی‌های زمانه ما و در بحران‌های روزگارمان، جدای از گفتار، در عمل فقها میدان‌داری دیدیم یا سکوت؟

کمیلی: ما باید حامی نظام باشیم. تا‌به حال حتی در غیبت صغری و کبری نیز نظامی به نام جمهوری اسلامی به این ترتیب که در راس نظام مجتهدی فقیه باشد و تخصصی با مسائل اسلام برخورد کند نداشتیم. ولی اکنون در پرتو حکومتی اسلامی هستیم و باید به قوانین آن که برگرفته از تعالیم قرآن است عمل کنیم. اکنون حجاب مسئله بزرگی شده است. درحالی‌که در این‌باره آیات و احادیث فراوان داریم. ما باید طرفدار اسلام باشیم. جدا از اینکه رهبر یا دیگران چه می‌گویند، باید دید اسلام چه می‌گوید. اگر درباره فلان قانون مشکلی هست، باید دید آن با قوانین اسلام منطبق هست یا نه.

نظر بدهید
capcha