طنز و جریان تاریخ
نشست تخصصی «وضعیتشناسی طنز امروز با نگاهی به تحولات ادوار طنز معاصر» با حضور مسعود کوهستاننژاد، مورخ و پژوهشگر و اسماعیل امینی، شاعر طنزپرداز و پژوهشگر ادبیات، 27اردیبهشت1403 در سال یاس سیوپنجمین نمایشگاه بینالمللی کتاب تهران برگزار شد.
به گزارش پایگاه اطلاع رسانی مجمع ناشران انقلاب اسلامی،نشست تخصصی «وضعیتشناسی طنز امروز با نگاهی به تحولات ادوار طنز معاصر» با حضور مسعود کوهستاننژاد، مورخ و پژوهشگر و اسماعیل امینی، شاعر طنزپرداز و پژوهشگر ادبیات، 27اردیبهشت1403 در سال یاس سیوپنجمین نمایشگاه بینالمللی کتاب تهران برگزار شد.
طنز نوعی ناسازگاری است
اسماعیل امینی با تاکید بر این نکته که طنز قالب نیست، بلکه شیوهای جهاننگری است، بیان کرد: ممکن است در تمام قالبهای ادبی، حتی آثاری که بهقصد طنز آفریده نشدهاند، نشانههایی از طنز دیده شود. برای نمونه، در برخی اشعار عاشورایی که به ناسازگاریهایی در رفتارهای انسانی در جهان اشاره میکند نیز میتوان طنز را یافت. در نوشتههای طنز، سراسر به لحاظ ساختار و نظام بلاغی با تصمیم آگاهانه مولف از شیوه بیان طنز استفاده شده است.
او درباره تفاوت نوشته طنز با غیرطنز گفت: طنز با نوعی ناسازگاری در ارتباط است که از آشفتگی به دور است. ممکن است لحن زبان با محتوای متن ناسازگار، یا جهاننگری حاکم بر متن با گفتارها و رفتارهای درون آن متفاوت باشد. در طنز، میان ادعا و عمل ناسازگاری مشخصی هست که در کار انسان معمولی آشفتگی و در کار طنزنویس، نوعی سازگاری برتر ایجاد میکند. طنزنویس برای خواننده جهانی ممکن خلق میکند که با جهان معمول متفاوت است. باید دانست که درک و تحلیل هر یک از این ناسازگاریها ابزار جداگانه میخواهد.
او درباره کارکردهای طنز بیان کرد: باید گفت طنز مهارت است. طنز مطبوعاتی هنر نیست و این هم به معنای نازل بودن سطح آن نیست. باید دید آیا کار طنز صحبت درباره تحولات و معضلات اجتماعی است؟ خیر. معضلات اجتماعی جای دیگری ساخته میشود و همانجا هم باید حل شود. برای بررسی طنز باید زبان آن را نیز شناخت. زبان طنز بر اساس مخاطبانش گاه نخبگانی و گاه اجتماعی بوده است. همچنین باید دید نظام ارزشی تکیهگاه طنز چه بوده؟ در زمان مشروطه نظام تکیهگاهی ذهن طنزپرداز، دفاع از وطن، حریت، قانون و عدالت بوده است. آیا سایر ارزشها و ضدارزشها تغییر کرد؟ نه. در سالهای پس از انقلاب نیز زبان طنز بسیار متنوع میشود. چراکه فضا باز بود و شحنه قبلی رفته و بعدی نیز هنوز مستقر نشده بود. همه گونههای جهاننگری و تنوع موضوعی نیز وجود داشت. اما نکته مهم در چنین فضایی، اندیشه دیگریانگاری بود. در این اندیشه انسان خود محور اساسی قرار میگیرد و دیگران با هر صفتی، دیگری محسوب میشوند. اما برای طنزپرداز هیچکس دیگری نیست.
طنز؛ متن بینقاب جامعه
امینی با اشاره با اینکه طنزنویس نمیتواند هنگام طنزنوشتن نقاب داشته باشد گفت: طنز، متن بینقاب جامعه است. شاید بازتاب همه چیز نباشد اما بازتاب چیزی است که مشتری دارد.
او افزود: گونهای از طنز قابل افتخار و تکیه است که جهاننگری حاکم بر آن بر اساس متغیرهای پسندیده امروز و فردا نباشد و از بنیانهای ثابت انسانی بهره گرفته باشد. همچنین از زبانی استفاده کند که به مرور تازگی و طراوتش را از دست ندهد. ولی کاستی بزرگ طنز روزگار ما این است که طنز تکیهگاه زیباییشناسی مشخصی ندارد. مانند زبان رسانه و مطبوعات که بهشدت فقیر هستند.
اسماعیل امینی درباره ویژگیهای طنز امروز اظهار کرد: طنز امروز شتابزده است و برای انسان شتابزده مینویسد، ارجاعی به غنای زبانی و متون معتبر ندارد و اگر هم داشته باشد مخاطب متوجه آن نمیشود. خلاقیت در طنز امروز خیلی کم است و همه از قالبهای موفق تقلید میکنند. استادانی چون زرویی نصرآباد در کتاب «تذکرهالمقامات» و منوچهر احترامی در «شیوه نقیضهنویسی » هر یک شیوه خاص خود را داشتند. در گذشته نیز طنزنویسان بزرگ هریک در قالب ابداعی خود مینوشتند. باید دانست تمام ظرافت و اثرگذاری طنز مبتنی بر خلاقیت آن است. علاوه بر اینها باید بدانیم که به چه چیز میخندیم و چه چیز را مورد استهزا قرار میدهیم. اعتماد عمومی نباید در طنز خدشهدار شود.
طنز؛ نزدیک ترین قالب به رویدادهای اجتماعی
در ادامه نشست، مسعود کوهستاننژاد از قدمت طنز گفت و بیان کرد: از زمانیکه ادبیات کهن فارسی شکل گرفت، طنز نیز بهوجود آمد. آنچه مهم است، این است که از دوره ناصرالدین شاه به بعد گفتمان و نگارش جدیدی مطرح و ادبیات و بیان بهتدریج متحول شد. در پی این تحول، نوع طنزنگاری نیز تغییر کرد و مضامین دچار تکامل و افت و خیز بسیاری شدند. از اولین طنزپردازان اجتماعی میتوان به صحافباشی اشاره کرد که بنیانگذار سینما در ایران نیز بود. قطعات طنز در وضعیت اجتماعی ایران که او در دوره مظفرالدین شاه منتشر کرد، باعث تبعید او به هندوستان شد.
وی افزود: صحافباشی حدود چهار سال قبل از مشروطه گفته بود: شما که آشکارا شراب میخورید، چرا آن را از خارج وارد میکنید؟ بهتر است آن را در داخل تولید کنید تا پولتان را برای خود نگه دارید. او تبعید شد اما با تمام تعجب، ۲۴سال بعد در دور ششم مجلس، یکی از نمایندگان همین موضوع را مطرح کرد. عجیبتر اینکه آن نماینده، آیتالله مدرس بود. این موضوع شاهدی است بر آن که طنزپردازی ما از همان ابتدا که صورت عملی به خود گرفت، ارتباطی مستقیم با تحولات و مسائل اجتماعی و سیاسی پیدا کرده بود.
او با اشاره به تحولات تاریخی بیان کرد: طنز در دوره مشروطه از حدود 1285 تا 1304 رشد و گسترش چشمگیری یافت. طنزنویسان عصر مشروطه اعجوبههایی بودند که به تمام مسائل اجتماعی مانند مسائل زنان، وضعیت بهداشت، تبعیضهای اجتماعی، سیاسی، رجال و... نگاهی همهجانبه داشتند.
کوهستاننژاد درباره ویژگیهای طنزپرداز بیان کرد: نگاه به طنزپرداز در درجه اول باید از بعد هنری باشد. هنرمند طنزپرداز بیان خود را از روش قلم و ادبیات اعمال میکند. همچنین لازم است به بستر و لایههای پایینتر نیز توجه شود. شاعر و هنرمند طنزپرداز بیشتر از هر هنرمند دیگری به اجتماع گرایش دارد. مردم نیز او را قبول دارند. نمونه چنین برههای را تنها در سالهای۱۳۲۰ تا۱۳۳۳ شاهد بودیم که با توقیف یک نشریه، دیگری با بیانی خلاقانه و نگاهی هنرمندانه به مسائل و تحولات سیاسی و اجتماعی میپرداخت. در این دوره بهدلیل وجود آزادی مطبوعاتی و آزادی قلم مفاهیم گوناگون سیاسی-اجتماعی وارد طنز و به جامعه عرضه میشد. به همین دلیل هنرمندان بسیاری ظهور کردند و نشریاتی چون «گل زرد» که مادر نشریات پس از خودش بود، منتشر شدند.
او با اشاره به اینکه شمار مطبوعات طنز ما در تاریخ بیش از مکتوبات است، گفت: بسیاری از تحولات اجتماعی ما ردی در اسناد تاریخی ندارند؛ ولی در هنر و ادبیات بهویژه در طنز میتوان رد تحولات تاریخی را یافت. از نشریات مهم طنز، نشریه امید بود که در دهه ۱۳۲۰، با خفقان شدید حاکم و بسته بودن تمام مجاری خبری، در متن و کاریکاتورهایش بسیاری از معضلات اجتماعی نمود پیدا کرد. زبان طنازان عصر مشروطه را در هیچ سند تاریخی نمیتوان یافت.
او با تاکید بر رابطه متقابل طنز با آزادی بیان کرد: هر زمان صدمهای به آزادی زده شود، طنز خفه میشود و راه گفتمان درباره مفاهیمی که پیشتر راحت بیان میشد بسته میشود. با این تعریف، میتوان گفت پس از دهه1320 با تغییرات سیاسی کشور، طنز نیز در جامعهای که پذیرش در آن فعال بود، پیشرفت و نشریاتی رشد کرد که یا تمامش طنز بود یا بخشی از آن اختصاص به طنزنویسی داشت.
کوهستاننژاد با اشاره به شیوه بیان گفت: در دوره دوم رشد طنز، صرف نظر از سالهای 1331 و 1332، طنزی که همواره در بیان خود عرف و حدود اجتماعی را رعایت میکرد، افسارگسیخته شد و فحاشی جای نکتهسنجی و تیزبینی را گرفت و دلسوزی جای خود را به دریدگیها و آبروریزیها داد. از بین رفتن این آزادی باعث از بین رفتن تعداد و به وجود آمدن محتوایی تشریفاتمآبانه در طنز شد. آنان تمام تلاششان را میکردند تا نه سیخ بسوزد و نه کباب! بههمین دلیل تعداد عناوین نشریات آنقدر کم شد که طنز دیگر آیینهای در برابر تحولات اجتماعی نبود.
کوهستاننژاد با اشاره به نقش آزادی در طنزنویسی بیان کرد: اساس کار در طنز آزادی است و علت نبود خلاقیت، نبود علم است. باید رابطه متقابل تمام مولفهها با یکدیگر در نظر گرفته شود. باید به تمام سوابق طنز توجه داشت. رشد طنز رشدی تدریجی است و هر ساعت از تاریخ معاصر، یک کتاب است.
او افزود: طنز آیینهای بسیار گویا از جامعه ما بوده و متون طنزی ما هنوز تازگی خود را حفظ کردهاند.