تحلیلی بر کتاب «سیاست‌های خیابانی؛ جنبش تهی‌دستان در ایران»/آصف بیات/شیرازۀ کتاب ما
چهارشنبه 27 تير 1403

تحلیلی بر کتاب «سیاست‌های خیابانی؛ جنبش تهی‌دستان در ایران»/آصف بیات/شیرازۀ کتاب ما

به گزارش پایگاه اطلاع رسانی مجمع ناشران انقلاب اسلامی، مجله گاه نقد در پنجمین شماره خود به تحلیل کتاب «سیاست‌های خیابانی؛ جنبش تهی‌دستان در ایران»، نوشتۀ آصف بیات از انتشارات شیرازۀ کتاب ما پرداخته است که در ادامه آن را از نظر می‌گذرانید.

نگاهی اجمالی

این کتاب بر آن است که وضعیت گروه‌های فاقد امتیاز شهری را از دهۀ پایانی پهلوی دوم تا سال‌های ابتدایی انقلاب اسلامی بررسی کند. پیدایش گروه‌های فاقد امتیاز شهری به جمعیت تهی‌دست روستایی بازمی‌گردد که از خلال برنامه‌های توسعۀ پهلوی اول و اصلاحات ارضی، موجی از روستاییانِ بدون کار و زمین به وجود آمدند که راه ادامۀ زیست خود را در مهاجرت از روستا به شهر و دستیابی به فرصت‌های بهتر می‌دانستند. آصف بیات بر آن است که از خلال تجربۀ زیستۀ خود و اطلاعات آماری و گزارش‌های میدانی، مردان و زنانی را به تصویر بکشد که برای بقا و زندگی شرافتمندانه جنگیدند. مبارزه برای زندگی عادلانه‌تر نیازمند بسیج همگی اقشار فرودست و دفاع آنان از حقوق خود است.

مروری تخصصی

به بحث گذاشتن روابط پیچیدۀ تهی‌دستان و بسیج‌کنندگی خارج از حکومت و رهبران محلی و دولت، از دیگر اهداف کتاب است. بیات در عین حال سعی می‌کند این فرض نظری را نیز به چالش بکشد که با انقلاب سیاسی بزرگ، انقلاب اقتصادی یا انقلاب در زیست روزمرۀ اقشار فرودست به وجود می‌آید. او با بررسی گروه‌های فرودست در پیش از انقلاب، در بحبوحۀ انقلاب و نقش آنان در پیروزی انقلاب اسلامی و سپس وضعیت آنان پس از انقلاب، معتقد است زیست روزانۀ اقشار فاقد امتیاز شهری تغییر چندانی نکرده و آنان صرفاً با اتکا به خود و همیاری و یاریگری توانسته‌اند تغییراتی را در عرصۀ اجتماعی خود به نمایش بگذارند.

از دهۀ ۱۳۳۰ به بعد، جریان مهاجرت خانواده‌های روستایی و تهی‌دست به شهر آغاز شد. این رویه از سال ۱۳۵۰ با دور تازۀ اصلاحات ارضی و همچنین افزایش درآمد نفتی و سرریز درآمدها به مراکز شهرها و مخصوصاً تهران، شدت بیشتری یافت. خانواده‌های روستایی عاری از زمین و کار در جست‌وجوی شغل و موقعیت بهتر یا صرفاً برای بقا، در روستاها یا زمین‌های اطراف و جنوب تهران دست به آلونک‌سازی و محله‌سازی زدند. تمایل‌نداشتن یا ناتوانی دولت در ایجاد فرصت شغلی مناسب برای این مهاجران، آنان را در وضعیتی مشابه قرار داده بود.

این محله‌های خودساخته متشکل از عناصر منفردِ دارای موقعیت یکسان بود که از طریق فضایی مشترک، گرد هم می‌آمدند. ایشان به‌سبب نداشتن تجربۀ کار جمعی و نداشتن هیچ موقعیت پشتیبانی فرودستان شهری، مبارزۀ آرام یا به‌تعبیر بیات، «پیشروی آرام» برای کسب موقعیت‌های بهتر را برگزیدند؛ اما هرگاه که منافع کلی جمع در خطر بود، اقدامات جمعی و سیاست‌های خیابانی نیز به چشم می‌خورد. با نزدیک‌شدن به انقلاب اسلامی و آگاهی اقشار فرودست از جایگاه سازندۀ خود و همچنین تجربۀ کار جمعی، اقدامات جمعی آنان پس از انقلاب افزایش یافت.

از اساسی‌ترین معضلات اقشار فرودست شهری، مسئلۀ زمین و مسکن و مالکیت آن بود. مهاجرت به تهران و شهرهای بزرگ و اجاره‌بهای سنگین مسکن موجب شد ساخت محله‌ها و خانه‌های خارج از محدودۀ شهری شکل بگیرد. این ساخت، همراه با تصرف زمین‌های اطراف شهرهای بزرگ بود. از سال ۱۳۵۳ تا ۱۳۵۷ تخریب منازل حاشیه‌نشینان شدت یافت؛ به‌نحوی که موجب اتحاد ساکنان علیه مأموران شهرداری شد. گاهی این تخریب‌ها با مقاومت سخت ساکنان روبه‌رو شده، به خون کشیده می‌شد. تنها در سال ۱۳۵۷ بود که دولت تصمیم گرفت ساکنان حاشیۀ شهر را به رسمیت بشناسد و امکانات شهری را در بین آنان توزیع کند. اما این امر موجب متحدنشدن اقشار فرودست با روحانیان و انقلابیون نشد.

گروه‌های فاقد امتیاز شهری، پس از انقلاب با تشویق برخی روحانیان، مانند شهید بهشتی و برخی فعالان چپ‌گرا، به تصرف منازل خالی روی آوردند. جنبش تسخیر خانه‌های خالی و هتل‌ها از فردای انقلاب آغاز شد و تا سال ۱۳۵۹ ادامه داشت. اما با استقرار دولت، خلع‌ید تصرف‌کنندگان از سال ۱۳۶۱ آغاز شد. اشتباه متصرفان آن بود که خانه‌هایی با صاحب مشخص و حتی برخی منازل نیمه‌ساختۀ سازمانی را که برای طبقات متوسط مثل معلمان یا پلیس بود، به اشغال درآوردند و قصد صاحب‌شدن آن را داشتند. به‌دلیل وجود شاکیانی مشخص و مخصوصاً شاکیانی از طبقۀ متوسط، دولت مسیر خلع‌ید متصرفان را از سال ۱۳۶۱ آغاز کرد.

بیات در فصل پنجم، سیاست‌های متصرفان را به نمایش می‌گذارد که چگونه برای بهبود اوضاع زیستشان در ناحیۀ خارج از شهر و درخواست امکانات، در ابتدا دست به خودیاری زدند؛ اما با توجه به نبودن امکانات، به‌وسیلۀ نمایندگانی وارد مذاکره با دولت شدند و با نگرفتن پاسخ‌ مناسب از دولت، تهی‌دستان امکانات شهری را مصادره می‌کردند. بیات اشاره می‌کند ترس دولت همواره آن بود که نظم مدنی جدیدی در این محلات شکل بگیرد که خارج از حیطۀ دولت است؛ به همین جهت، دولت زمانی که با مصادرۀ امکانات شهری مواجه می‌شد، برای کنترل و اخذ حق آب و برق، خود دست به توزیع می‌زد و بدین شکل، محلات خارج از محدوده را رسمیت می‌داد.

بیات در فصل ششم به گروه دیگری از تهی‌دستان یعنی انقلابیون بیکار می‌پردازد. فارغ‌التحصیلان دبیرستانی، ازکاربیکارشدگان به‌خاطر انقلاب و مهاجران بیکار، سه گروه اصلی را تشکیل می‌دادند. از فردای انقلاب، اعتراضات بیکاران به دولت موقت آغاز شد؛ به‌نحوی که در پنج ماه نخست انقلاب، ۸۶ حرکت اعتراضی بیکاران را شاهد بودیم. جنبش بیکاران را بیشتر فعالان چپ یا اتحادیه و سندیکاهای کارگری پیش از انقلاب هدایت می‌کردند. جنبش بیکاران توانست ظرف چند ماهِ نخست امتیازاتی کسب کند و همین امتیازات منجر به مرگ جنبش نیز شد؛ چراکه در میان معترضان دودستگی به وجود آورد.

با شکست جنبش، بیکاران برای کسب معیشت به دست‌فروشی پرداختند. این، محورِ بحث بیات در فصل هفتم است. مشاغل غیررسمی در نبود شغل رسمی، یکی از مشاغل پررونق‌ سال‌های ابتدایی انقلاب بودند. اما دست‌فروشی از آن‌ جهت که سیاست رسمی در قبال بازار فروش را نادیده می‌گرفت، همواره در معرض خطر نابودی بود؛ لذا دست‌فروشان همواره با سیاست‌های حذفی و سلبی توسط مأموران شهرداری روبه‌رو بودند.

بیات در فصل نهایی، به جمع‌بندی مسئلۀ تهی‌دستان و سیاست‌های خیابانی می‌پردازد. او با توجه به داده‌هایی که در کتاب بدان‌ها پرداخته، اشاره می‌کند که گروه‌های تهی‌دست منفعل نیستند؛ بلکه برای بقا مبارزه می‌کنند. ممکن است این مبارزه آرام باشد و به‌تعبیر بیات، نوعی پیشروی آرام باشد؛ اما تهی‌دستان با فعالیت‌های انفرادی و جمعی خود، سیاست را در خیابان‌ها شکل می‌دهند.

درآمدی تحلیلی

بیات در مشخص‌سازی قلمرو موضوعی یا ابژۀ پژوهشی خود، دقت لازم را نمی‌کند. تهی‌دستان با توجه به مصادیق اولیۀ کتاب، به گروه‌های مهاجر روستایی اطلاق می‌شود که فاقد رسمیت لازم در شهر هستند؛ اما بیات در فصل ششم، بیکاران شهری یا طبقۀ پرولتاریا را نیز در جایگاه فرودستان قرار می‌دهد. تفاوت اساسی تهی‌دستان با پرولتاریا در این است که مفهوم تهی‌دستان به دهقانان و پیشه‌وران خرده‌پا اشاره می‌کند که در منطق سرمایه‌داری ادغام نشده‌اند و فاقد آگاهی طبقاتی و کنشگری سیاسی‌اند. در عوض، پرولتاریا گروهی‌اند که در مناسبات سرمایه‌داری درگیرند، عضو جامعۀ مدنی و دارای هویت مشخص طبقاتی‌اند و به‌هیچ‌وجه گروه حاشیه‌ای در نظم سرمایه‌داری به حساب نمی‌آیند. مراد از گروه حاشیه‌ای آن است که خارج از جامعه یا جامعۀ مدنی قرار گیرد.

مفهوم فرودست را علاوه بر منطق اقتصادی، با منطق قدرت نیز می‌توان توضیح داد؛ چنان‌که هر شکلی از طردشدگی از نظم اجتماعی یا پرتاب‌شدگی به حاشیه‌ها، معادل تهی‌دستی است. بدین نحو، اشاره به بیکاران شهری در کتاب، خارج از ابژۀ پژوهشی قرار می‌گیرد.

نویسنده اشارات مفصلی به این می‌کند که وضعیت تهی‌دستان پس از انقلاب و قبل از انقلاب تفاوتی نداشته و شعار حمایت از مستضعفان که انقلابیون سر می‌دادند، صرفاً برای جلب حمایت تهی‌دستان یا خاموش‌کردن چراغ چپ‌ها بوده است. او این فرض را با اقدامات دولت موقت علیه متصرفان مسکن و هتل‌ها و همچنین اقدامات همیشگی علیه دست‌فروشان تقویت می‌کند. اما وجه دیگری که بیات بدان توجه نکرده است، اقدامات دولت‌های اول انقلاب در حمایت از اقشار فرودست بوده. این حمایت‌ها در قالب جهاد سازندگی، کمیتۀ امداد امام خمینی(ره) و کمیته‌های مردمی در حمایت از ضعفا به وجود آمد. اقدامات عمرانی در راستای بهبود وضعیت فقرا و روستانشینان از جملۀ این فعالیت‌هاست.

در کار بیات، بی‌توجهی به آمارهای رسمی، ضعفی مضاعف است. اگر او آمارهای همان سال‌های اول انقلاب در اقدامات عمرانی و خدماتی را که ویژۀ تهی‌دستان بود، مطالعه می‌کرد، می‌توانست تناقض موجود را بهتر دریابد. حضور داوطلبانۀ اقشار فرودست در جبهه‌های جنگ نیز از جملۀ دیگر راه‌های نقض ادعای بیات است. بیات در متن کتاب این تناقض را با وجهی از ساده‌سازی و حواله به مسئلۀ قدرت حل کرده است؛ اما نمونه‌های نقیض به‌نحوی است که طبق آن، قدرت در جمهوری اسلامی را نمی‌توان یکپارچه تصور کرد. قدرت در عین اینکه در دست حاکمان است، وجهی از آن در اختیار ضعفا و فقرا در نظر گرفته می‌شود و علاوه بر ولی‌نعمت‌بودن مردم در ادبیات، در عمل نیز برای آن‌ها نهادسازی می‌کند؛ اما در عین حال وجهی دیگر به سرکوب آن‌ها می‌پردازد.

در کار بیات به تصویر پرابلماتیکی که عرضه شد، اشاره نشده است و او بدون درنظرگرفتن این مسئله، پاسخی ناکافی و به‌بیانی، ایدئولوژیک داده است. البته بیات در متن کتاب اشاره می‌کند که سرکوب‌های خیابانی یا تهی‌دستان بعد از انقلاب در جایی شکل می‌گرفت که حضور چپ‌ها یا سازمان‌دهی آن‌ها به چشم می‌خورد. پاسخ به اینکه چگونه می‌توان چنین پرابلمی را رفع کرد، نیازمند بحثی دیگر است و اشاره به این نکته که شاید جنس سرکوب متفاوت بوده است؛ اما در این نوشتار کوتاه، تلاش صرفاً برای بیان این بود که بیات تناقض حمایت و سرکوب تهی‌دستان را ندیده است و به همین دلیل نتوانسته پاسخی مناسب به وضعیت جنبش‌های تهی‌دستان پس از انقلاب بدهد.

درباره کتاب سیاست‌های خیابانی می‌توان نکات زیر را نیز بیان کرد:

مطالعات فرودستان تبار مارکسیستی دارد. این مطالعات در دهۀ ۱۹۸۰ در دانشگاه‌های آمریکا‌ به‌صورت رشتۀ تحصیلی درآمد. بحث‌های آنتونیو گرامشی در دفترهای زندان دربارۀ تهی‌دستان و مجزا‌کردن این طبقه از پرولتاریا شاید اولین قدم‌ها دربارۀ مسئلۀ تهی‌دستان بوده باشد.

کتاب درصدد ارائۀ راهکارها و راه‌های نجاتی است که تهی‌دستان شهری از آسیب‌های سرمایه‌داری و صنعتی‌شدن بدان دست می‌آویزند.

این کتاب به بازشناسی اقدامات معمولی که در اکثر کشورهای در حال توسعه شایع است و به درک منطق پویایی آن‌ها اختصاص دارد.

مقصود از اقدامات معمولی، فعالیت‌های مردمی است که به‌ظاهر و در چشم اغلب مشاهده‌گران، پیش‌پاافتاده به نظر می‌رسند؛ اما حاوی تبعات سیاسی بالقوه‌ای هستند که به‌موازات اوضاع اقتصادی و سیاسی کشور، خود را نشان خواهند داد. در حقیقت، بیات مدعی است کار او در این کتاب به درک این روند آرام که خود عنوان «پیشروی» را بر آن برگزیده، کمک خواهد کرد. نمونۀ بارزی که می‌توان برای این نوع سیاست‌های خیابانی در ایران نام برد، تقابل دست‌فروشان با دولت و مغازه‌داران است.

بیات تهی‌دستان را از پایین و در کنار کنش‌های روزمرۀ خودشان تحلیل کرده است، نه از طریق سیاست یا اقتصاد سیاسی. به یک معنا، نه از بالا به پایین، بلکه از پایین به بالا.

رویکرد مناسب تاریخی و توصیفی.

استفاده از مصاحبه‌ها و گزارش‌های میدانی.

کتاب دچار ضعف تئوریک در حل تناقض شعار مستضعفان از سوی جمهوری اسلامی و گاهی بی‌مهری به تهی‌دستان شهری است. در بخش معرفی تحلیلی، توضیحات تکمیلی‌تر ارائه شده است.

استفادۀ بیش از حد کتاب از تجربۀ زیستۀ نگارنده.

ارجاع به منبع و آمارهای رسمی وزارت‌خانه و نهاد‌های شهرداری و سایر نهادهای مرتبط بسیار ضعیف است.

برشی از کتاب

طی انقلاب، مفاهیم هم‌بستگی و ایثار، روح حرکت‌های داوطلبانه را تشکیل می‌داد. بعداً اصول کارآمدی و انگیزۀ سود، سرانجام جای مفهوم هم‌بستگی را گرفت و در نتیجه برخی تعاونی‌ها به کارشان پایان دادند.

عدم تمایل و عدم توانایی دولت برای ایجاد فرصت شغلی کافی و حمایت و تأمین آسایش تهی‌دستان شهری، آنان را به‌طور جمعی در موقعیت مشابه هم قرار داده است.

دست‌فروشی و کارهای ساختمانی راه آسان دسترسی به کار برای مهاجران روستایی و کارگران فقیر شهری بوده است.

نکات فرامتنی جالب دربارۀ کتاب

جریان فکری کتاب از تبار مارکسیستی به حساب می‌آید.

آصف بیات استاد جامعه‌شناسی دانشگاه لایدن هلند است که هفده سال نیز استاد دانشگاه آمریکایی قاهره (AUC) بوده است.

دکتر آصف بیات آثار متعددی در خصوص نقش مردم عادی در عرصۀ سیاسی و اجتماعی منتشر کرده است. کتاب دیگر ایشان دموکراتیزه‌کردن اسلام (Making Islam Democratic) با ابداع مفهوم «پسااسلامگرایی» (Post-Islamism) به مقایسۀ تحولات سیاسی، اجتماعی و دینی در ایران و مصر در سه دهۀ گذشته می‌پردازد.

وی از «خیابان» به‌مثابۀ عرصه‌ای برای گروه‌های اجتماعی که فاقد هرگونه جایگاه نهادمند هستند، نام می‌برد.

در زمان فتنۀ ۱۳۸۸ و بیداری اسلامی، وی به‌واسطۀ پژوهش‌های گسترده در حوزۀ انقلاب، محل رجوع رسانه‌های ضدانقلاب بود. وی البته معمولاً سعی می‌کرد تحلیلی بی‌طرف ارائه کند و نگاه علمی داشته باشد و با وجود تأکید بر کم‌رنگ‌شدن حقوق شهروندی در ایران، به موقتی‌بودن اعتراضات نیز اشاره می‌کرد.

او همچنین دربارۀ منطقه معتقد بود آنچه در میان اغلب مسلمانان منطقه محبوبیت پیدا می‌کند، نه مدل جمهوری اسلامی ایران بلکه الگوی AKP حزب پسااسلام‌گرای ترکیه است.

ایشان در توصیف جنبش‌های پسااسلام‌گرایانه می‌گوید: «پسااسلامی‌بودن لزوماً به‌معنای ضداسلامی‌بودن یا متضمن سکولاربودن این جنبش‌ها نیست. جنبش‌های پسااسلامی به مذهب احترام می‌گذارند؛ اما تمرکز و تأکید آن‌ها بر حقوق شهروندی است. آن‌ها در پی ایجاد دولت‌های دموکراتیک و جوامع پرهیزکارند.» «پسااسلام‌گرایی از اساس بنا دارد بر حقوق به‌جای وظایف، چندصدایی به‌جای تک‌صدایی اقتدارگرا، نگاه تاریخی به‌جای نص‌گرایی محض، و آینده به‌جای گذشته تأکید کند.»

بیات با نقد رویکرد ذات‌انگارانه‌ای که مدعی است اسلام با دموکراسی سازگار نیست، می‌نویسد: «تحلیل‌ها باید به‌سمتی سوق داده شوند که اسلام را پذیرای ارزش‌ها و قواعد دموکراتیک کنند.»

کتاب حاضر محصول سال ۱۹۹۷ یعنی ۱۳۷۶ش است؛‌ اما برای امروز که بیش از بیست سال از آن می‌گذرد نیز عبرت‌آموز است.

 

نظر بدهید