بازنشر یادداشتی ازمهدی قربانی در شیرازه کتاب ۶۱و ۶۲ با عنوان «کتاب در قاب رسانه»
با یارِ مهربان، مهربان باشید...
در اهمیت مقولۀ کتاب و کتابخوانی بارها داد سخن رفته و صاحبنظران در این باره به فراوانی گفته و نوشتهاند. آنچه در این مقال موضوع بحث است، توقعی است که ناشران و نویسندگان، بهعنوان بازوان اصلی تولید محصولی اثربخش به نام کتاب، از رسانهها دارند. بلاشک، دیدهشدن محصول مکتوب که با وسواس و زحمت نویسنده به رشتۀ تحریر درآمده و با ذوق و سلیقۀ ناشر آراسته به زیور طبع شده، هم مطلوب نظر نویسنده است و هم نهایت آمال یک ناشر. یک نویسنده هرچند نیاز مالی نداشته باشد که در پارهای اوقات این نیاز وجود دارد، بیشتر مایل است اثری که شاید در حکم فرزند اوست، بهشایستگی معرفی شود. ناشر نیز علاقه دارد اثری که پس از گذران فراز و نشیبهای بسیار و در اوضاع گرانی کاغذ و هزینۀ چاپ، حالا روی گیشۀ کتابفروشیها قرار گرفته، به تیراژ مطلوبی برسد تا علاوه بر تأمین مالی مجموعۀ عریض و طویل او، بتواند نویسندگان را برای دریافت آثار بهتر و بیشتر راضی نگاه دارد.
مسئلۀ اصلی آن است که در این فرایندِ دیدهشدن کتاب، رسانه اعم از رسانههای دیداری و شنیداری و مکتوب، چه وظیفهای دارد و اساساً در مواجهه با نویسنده و ناشر چگونه باید عمل کند؟ اگر به اهمیت ارتقای سطح کتابخوانی و اشاعۀ فرهنگ مطالعه در جامعه باورمندیم، ناگزیر رسانه میبایست نقش مؤثری ایفا کند. یکی از نهادهای تأثیرگذار در این زمینه صداوسیما است؛ سازمانی بهمثابۀ قطب فرهنگساز کشور که با قدرت تبلیغاتی معتنابه خود میتواند مردم را بهسمت خرید کتاب و مطالعه و کتابخوانی بکشاند. امروزه، تأثیر تبلیغات در معرفی یک کالا برای فروش، بر کسی پوشیده نیست. کتاب نیز بهعنوان یک کالای فرهنگی در کنار دیگر محصولات، نیاز هریک از افراد جامعه است؛ با این حال، در میان تبلیغات کالاهای رنگارنگ، جای خالی کتاب به چشم میخورد. سازمان صداوسیما میتواند اقدامات خوبی برای تبلیغ و اطلاعرسانی کتابها انجام دهد. ساخت فیلم کوتاه برای معرفی کتاب، ترویج فرهنگ اهدای کتاب، معرفی کتابهای پرفروش و تازههای نشر در بخش ثابتی از اخبار، دعوت از نویسنده برای معرفی آثار خود، برگزاری جلسات نقد و بررسی کتاب، ارائۀ آمار دقیق کتابفروشیها و... از جمله کارهایی است که در گفتوگوی نگارندۀ این متن با ناشران و نویسندگان بدانها اشاره شده است. این جماعت خاکخورده در میدان کتاب گلایهمندند؛ گلایهای بجا و درخور تأمل. وقتی تبلیغات کالاها بخش عمدهای از حجم برنامههای صداوسیما را به خود اختصاص داده، آیا مسئولان رسانه نمیتوانند از تبلیغات کتابها استفاده کنند و یکی از این کالاهای تبلیغی نمیتواند کتاب باشد؟ البته تبلیغی بدون تحمیل هزینههای سرسامآور تبلیغات در رسانۀ ملی.
بهقول برخی، با این وضع تبلیغات، در مردم احساس ارزش برای خواندن کتاب به وجود نمیآید. وقتی تبلیغات ما بیشتر این است که «با ... خوشحالینا»، طبیعی است که مردم پفک میخورند و میخندند و وضع کارخانۀ پفک خوب میشود!
عدهای معتقدند صداوسیما میتواند با نیازسنجی جامعه و ارائۀ آن به ناشران، نقش بسزایی در ارتقای اقبال عمومی به کتاب ایفا کند؛ بدین معنا که بهعنوان حلقۀ واسط میان مردم و ناشران، علاقۀ جامعه را استخراج کرده و در اختیار ناشران قرار دهد. در این صورت، هم ناشر کتابی تولید خواهد کرد که خریدار دارد و هم خواننده کتابی را خواهد خواند که نیازی را از او برطرف میکند.
یکی از نویسندگان با عنایت به موضوع بحث و توقعی که نویسندگان از رسانه دارند گفت: «امروز دربارۀ تبلیغ کتاب، بهجای اینکه صرفاً متکی به یک برنامۀ تلویزیونی خاص باشیم، باید هر شبکهای به سراغ تولید برنامههای حرفهای و مختص کتاب و کتابخوانی برود تا لااقل، کتاب خوب و نویسندهاش به کتابخوانان معرفی شوند.» وی افزود: «توجه ویژه به جشنوارههای ادبی و معرفی و تبلیغ کتابهای نامزد و برگزیده در جوایز ادبی نیز مؤلفۀ دیگری است که رسانه با ورود به آن، میتواند به روند توجه مخاطبان و علاقهمندان به کتاب کمک کند؛ چه اینکه گاهی حمایتنکردن از کتب برگزیده به نویسندۀ دغدغهمند ضربه میزند.»
ارباب جراید و خبرگزاریها یکی دیگر از مصداقهای رسانه هستند که لازم است در کنار صداوسیما، به مسئلۀ کتاب توجه ویژهای نشان دهند. شاید یکی از مشکلاتی که منجر به کمالتفاتی این ابزار پرمخاطب به کتاب شده است، پرورشنیافتن خبرنگاران تخصصی حوزۀ کتاب است. در حلقۀ خبرنگاران فعال حوزۀ کتاب، زایشهای چشمگیری وجود ندارد. همین اندازهای هم که هستند، تلاشهایشان بیشتر فردی و خبرنگارمحور است. بهعبارت دیگر، گاهی دغدغهای که خبرنگار دارد، مدیر یک نشریه یا خبرگزاری ندارد؛ یعنی یک عنصر خبری که درگیر تولید محتوا در حوزۀ کتاب است، چندان نتوانسته به سردبیر خود بقبولاند که موضوع کتاب اهمیت دارد. مطالبۀ جامعۀ ناشر و نویسنده آن است که این نوع رسانه فضای بیشتری در اختیار خبرنگار قرار دهد. اگر همۀ این رسانهها در هفته فقط یک مطلب دربارۀ کتاب منتشر کنند، شمار چشمگیری محتوا در خصوص کتاب تولید میشود.
در پایان، باید گفت توقع ناشران و نویسندگان از متولیان و صاحبان رسانه آن است که از تمام ظرفیت خود برای معرفی کتاب بهره برده و برای هدایت ذائقۀ مخاطب بهسمت مطالعه و کتابخوانی قدم مؤثر بردارند. در جایی که گرانیها ارادۀ ناشر را برای ادامۀ فعالیت در این صنعت که در ایران چندان پرسود هم نیست، متزلزل میکند، پسندیده است رسانه با یارِ مهربان، مهربان باشد.