بازنشر یادداشتی ازالهام عابدینی در شیرازه کتاب ۶۱و ۶۲ با عنوان «کتاب در قاب رسانه»
وظایف رسانهها و خبرنگاران در قبال مسائل حوزۀ کتاب
اخبار حوزۀ کتاب معمولاً به انتشار رویدادهایی چون تقریظهای رهبر معظم انقلاب بر برخی کتب خواندنی، برگزاری نمایشگاه سالانۀ بینالمللی کتاب و اهدای جوایز کتاب سال محدود میشود. در نمونههایی نیز برنامههایی با هدف معرفی کتاب ساخته میشود؛ اما معمولاً هیچ حوزۀ تخصصی و مخاطب خاصی ندارد؛ گویی بیننده مقابل ویترین کتابفروشی عمومی ایستاده و نگاهی گذرا به کتب دارد. البته پایگاههای خبری ویژۀ اخبار کتاب هم وجود دارد؛ اما مخاطب این پایگاههای خبری مخاطب عام نیست. در واقع، به نظر میرسد نه ارادهای برای جذب مخاطب عام در این پایگاهها وجود دارد و نه ایدۀ خاصی برای جذب آنان.
هنر رسانهها نزدیککردن اخبار روز به زندگی عمومی مردم است؛ در حالی که کتاب که قاعدتاً باید در بطن جامعه باشد، از هر چیزی دورتر از مردم است. یکی از هنرهای رسانه، برجستهسازی و تعیین اولویت برای مخاطبان است؛ اما به نظر میرسد رسانهها نتوانستهاند کتاب را به اولویتی در سبد خرید خانوارهای ایران بدل کنند. اغلبِ اخبار در این حوزه بیشتر از سر رفع تکلیف است تا اینکه واقعاً بهدنبال پاسخ به نیاز مخاطب برای آشنایی با عناوین کتب جدید در ردههای سنی متفاوت و گروههای تخصصی مجزا و همچنین نقد و مرور کتاب باشد.
یکی از موضوعاتی که در حوزۀ کتاب و کتابخوانی در رسانههای ایران کمتر به آن توجه میشود، اهمیت مرور کتاب است. در مرور کتاب، اثر فارغ از نگاه و جهتگیری نویسنده معرفی و ضعفها و قوتهای آن تشریح شده و بعد، انتخاب و قضاوت به مخاطب سپرده میشود؛ اما در جریان رسانهای ایران به نظر میرسد کتابی ناگهان بهدلایل مختلف محبوب یا نامحبوب میشود و منتقدان کتاب بیشتر بهدنبال اثبات و توجیه دلیل این موضوع هستند و آن را معرفی نمیکنند. این در حالی است که وظیفۀ نخست رسانه در این حوزه باید ارائۀ اطلاعات مفید دربارۀ کتب بر اساس نیاز اقشار مختلف مخاطبان باشد.
در برنامههای تلویزیونی مرتبط با موضوع کتاب نیز مشخص نیست با چه شاخصهایی یک مجموعهکتاب برای یک فصل برنامه در نظر گرفته میشود و مخاطب این برنامهها نیز پراکنده است. برای مثال در قسمتی، کتابی تاریخی و در قسمتی دیگر، کتابی مربوط به روشهای موفقیت (!) معرفی میشود.
نمیتوان اهمیت بیشتر نیازهای اولیه و روزمرهای چون مواد غذایی و پوشاک را نفی کرد؛ اما در حالی که رسانهها مدام موانع تولید و صادرات و واردات این محصولات را بررسی و تحلیل میکنند، بهندرت پیش میآید به مشکلات ناشران و کتابفروشیهایی که در سالهای اخیر، یکی پس از دیگری برای همیشه تعطیل شدهاند و همچنین مشکلات نویسندگان و مترجمان بپردازند. حتی موضوع مهمی چون حق تألیف (کپی رایت) نیز نادیده گرفته شده است.
موضوع دیگری که در رسانهها کمتر به آن توجه میشود و این روزها با توجه به گرانی کتابها میتواند باری از دوش شهروندان بردارد، مطالبه برای تجهیز و بهبود امکانات و کتب کتابخانههای محلی و همچنین تشویق مردم به استفاده از آنهاست.
در حالی که این روزها شاهد رشد و گسترش پادکستهای مربوط به معرفی کتاب و خلاصۀ کتاب و گفتوگو با نویسندگان هستیم، رسانهها که اتفاقاً از مدتها قبلتر به چنین امکاناتی در سطح حرفهای دسترسی دارند، کاملاً از این قافله عقب ماندهاند. این در حالی است که بسیاری از رسانههای ایران، از جمله صداوسیما و اغلبِ خبرگزاریهای برجسته، از امکاناتی چون ضبط حرفهای پادکست در محیط استودیو، دوبلور حرفهای و همچنین حضور پژوهشگران حرفهای برخوردارند؛ اما این فرصت را بهراحتی نادیده گرفتهاند. یکی از راههای کمک به افزایش کتابخوانی، معرفی و خلاصهبرداری از کتب بهشکلی حرفهای است که در آن بدون افشای همۀ موضوع، خواننده به مطالعۀ آن تشویق شود.
همچنین رسانهها و خبرنگاران باید از فرصتهای گوناگون، حتی میانۀ یک یادداشت تحلیلی، سعی کنند به منابع دستاول مانند کتب ارجاع دهند. بدین ترتیب، همزمان با انتشار خبر و تحلیل، کتابی مرتبط هم معرفی کردهاند.
تا زمانی که مسائل حوزۀ کتاب از فضای بهاصطلاح روشنفکری و خاص به مسئلهای برای آحاد اقشار جامعه بدل نشود، تحول یا حتی افزایش آمار کتابخوانی توقعی بیهوده است. این موضوع نیز کاری است که تقریباً فقط از عهدۀ رسانهها برمیآید. در واقع، این رسانه است که میتواند به مخاطب نشان دهد به چنین کالای فرهنگی نیازمند است.