بازنشر یادداشتی ازعاطفه جعفری در شیرازه کتاب ۶۱و ۶۲ با عنوان «کتاب در قاب رسانه»
جشنواره را تعطیل نکنید!
اگر بگوییم خبرنگاران کتاب مظلومترین خبرنگاران هستند، حرف گزافی نگفتهایم. همان طور که کتاب مظلوم است و شاید در سبد خانواده در این اوضاع اقتصادی جایی نداشته باشد، خبرنگاران کتاب هم همین هستند. برای کتاب مینویسند؛ اما دیده نمیشوند. خب نمیخواهم ادامۀ این متن را به این مظلومیت که واضح و روشن است، اختصاص دهم. میخواهم از جشنوارهای بگویم که بودنش باعث میشد تا خبرنگاران این حوزه کمی دیده شوند.
همهمان دیدهایم که وقتی کالایی تبلیغ میشود، اگر شیوۀ تبلیغش درست باشد، بسیار میتواند مخاطب را درگیر خودش کند و او را ترغیب کند تا آن کالا را بخرد. امروزه، کالاهای بسیاری را میبینیم که ممکن است کیفیت خوبی نداشته باشند؛ ولی بر اثر تبلیغی که برایشان شده است، به کالایی دلخواه و عامهپسند تبدیل شدهاند. پس این را بپذیریم که تبلیغ در حوزۀ کتاب به شکلهای مختلف میتواند مؤثر باشد.
شاید یک سؤال این باشد که چرا باید «جشنوارۀ کتاب و رسانه» برگزار شود. سال 1399، نوزدهمین دورۀ این جشنواره برگزار شد. اگر از من بپرسند باید این جشنواره برگزار شود یا نه، مطمئناً جوابم این است که برگزاریاش خیلی خیلی بهتر از برگزارنشدنش است؛ اما باید برای ارتقای کیفی آن هم کاری انجام داد تا مانند جشنوارههای دیگر که کاملاً برای عموم مردم شناختهشده است، این جشنواره را هم مردم بشناسند و بدانند جشنوارهای اینچنین، سالها است برگزار میشود. درست است که مخاطبانش خاص هستند؛ اما میشود جوری برگزارش کرد که مردم هم آن را بشناسند.
اگر بخواهم جواب سؤال بالا را بدهم، باید به این موضوع برگردم که اگر من بهعنوان خبرنگاری که در حوزۀ کتاب فعالیت میکنم، بدانم جایی تمام کارهایم را رصد میکند، تلاشم را برای بهترشدن و نوشتن گزارشها و مصاحبههای باکیفیت بیشتر میکنم. تعارف که نداریم؛ مطمئناً دیدهشدن برای همه مهم است؛ مخصوصاً در این حوزه که خیلی مظلوم واقع شده و شاید خیلیها آن را نبینند و اصلاً ندانند خبرنگارانی هستند که در این حوزه فعالیت میکنند. مطمئناً برگزاری این جشنواره میتواند کار خبرنگاران این حوزه را ارتقا بدهد.
اما اگر این جشنواره برگزار نشود، دقیقاً دور باطلی شروع میشود که همۀ فعالیتهای یک خبرنگار کتاب را زیر سؤال میبرد. این دور باطل از آنجا شروع میشود که کتاب در جامعه جایگاه مناسبی ندارد. خبرنگاران کتاب میخواهند این جایگاه را ارتقا دهند؛ اما بیتوجهی به حوزۀ کتاب و کتابخوانی، بیتوجهی به خبرنگاری کتاب را نیز در پی دارد؛ بنابراین، نتیجۀ نهایی، تکرار و بازتولید همان بیتوجهیهاست. دقیقاً فکر کنید که این جشنواره برگزار نشود. برگزارنشدن همان بیتوجهی است.
حالا باید جواب یک سؤال دیگر را هم بدهیم؛ این که چطور میشود این جشنواره را ارتقا داد و باعث شد تا همه آن را بشناسند؟ شاید در جواب این سؤال، عدهای بگویند میشود از هنرمند و سلبریتی استفاده کرد تا این جشنواره را به مردم بشناسانند؛ اما این راهحل آنقدر ساده و دمدستی است که نباید به آن فکر کرد.
یک راه شاید استفاده از فرصت برگزاری نمایشگاه کتاب باشد که در آنجا با استفاده از مواجهۀ رودررو با مردم، در شناسایی آن به عموم مردم استفاده کرد. راه دیگر از طریق سازمان صداوسیما است؛ ساخت برنامههایی برای کتاب و معرفی این حوزه برای مردم تا برایشان جا بیفتد که کتاب مهم است و در کنارش کسانی هستند که در این حوزه فعالیت میکنند. همۀ اینها باید جوری انجام شود که شعار در آن جایی نداشته باشد. نمونۀ این برنامۀ موفقی که شعار ندارد، شاید «کتابباز» باشد که طی سالها توانسته خودش را با مخاطب همراه کند و بارها دیدهایم که بخشهای قابلتوجهی از آن در فضای مجازی میچرخد و دستبهدست میشود.
«جشنوارۀ کتاب و رسانه» مهم است و مطمئناً برگزارنشدنش به حوزۀ کتاب ضربه میزند. وزارت ارشاد و معاونت فرهنگی در این دولت باید برنامۀ ویژهای برای برگزاری این جشنواره داشته باشند و به این فکر کنند که تعطیلی جشنوارهای که نوزده سال است در حال برگزاری است، درست نیست. میشود برایش ایده داشت و با ایدههای جدید جشنواره را جلو برد.