شهرسازی ایرانی-اسلامی، هویتی فراموششده
نشست تخصصی «سیاستگذاری شهری»، سهشنبه 25اردیبهشت1403 در سیو پنجمین نمایشگاه بینالمللی کتاب تهران برگزار شد. این نشست با حضور دکتر محمدمهدی کلانتری، مدرس دانشگاه، دکتر رسول جوهری پژوهشگر شهری و مسعود آدینه، کارشناس ارشد مهندسی شهرسازی، با محوریت مکاتب شهری و سیاستگذاریها، در سالن یاس نمایشگاه برپا شد.
به گزارش پایگاه اطلاع رسانی مجمع ناشران انقلاب اسلامی، نشست تخصصی «سیاستگذاری شهری»، سهشنبه 25اردیبهشت1403 در سیو پنجمین نمایشگاه بینالمللی کتاب تهران برگزار شد. این نشست با حضور دکتر محمدمهدی کلانتری، مدرس دانشگاه، دکتر رسول جوهری پژوهشگر شهری و مسعود آدینه، کارشناس ارشد مهندسی شهرسازی، با محوریت مکاتب شهری و سیاستگذاریها، در سالن یاس نمایشگاه برپا شد.
در شهرسازی راهی را میرویم که در جهان منسوخ شده!
پژوهشگر مرمت بافتهای تاریخی، با یادآوری اینکه سرزمین ایران بهعنوان یک جغرافیای تاریخی پیشینه شهرنشینی 7500ساله دارد بیان کرد: ما از تمدن جیرفت تا سیلک و چغازنبیل و شوش مکاتب خاص خود را در شهرسازی و معماری داشتهایم که مرحوم محمدکریم پیرنیا، انحطاط آن دوره را اواخر حکومت قاجار، بر اثر ورود مدرنیته و دلبستگی و وابستگی شاهان به معماری اروپا میداند. در واقع با شکلگیری مکتب شیکاگو و تغییر نگاه به ماهیت و شکل شهر، مسائلی چون برجسازی و شهرکسازی در نیویورک مطرح شد و این مکتب با فاصله اندکی به ایران رسید. اما مشکل اساسی جایی آغاز شد که وقتی غربیها به اشتباهشان در استفاده از صنعت برجسازی، فولاد، آهن و روی پی بردند ما همچنان آن رویه را ادامه دادیم؛ حال آنکه 200سال پیش با شکلگیری نخستین خیابانها در پاریس، مخالفت غربیها با این پدیده آغاز شد و تعارضهای بین حفاظت و توسعه به تعادل رسید و توسعه افسارگسیخته شهرسازی کنار گذاشته شد.
محمدمهدی کلانتری ادامه داد: آنها توسعه را در محدوده تاریخی شهرها مهار و بعد تاریخی شهرها را به بهترین شکل حفظ کردند. حتی پس از جنگ جهانی دوم و بمباران شهرها نیز دست به بازسازی بافت تاریخی که تاریخ و هویت آنان بود زدند. اما ما در ابتدای دوره مدرن ایران در زمان پهلوی، شاهد بودیم به بافت و حصار تاریخی شهرها حمله شد و حصارهای کنده شده به خندقهای اطراف شهر منتقل شد. این خندق ها بهتدریج خیابانهای جدید شهر را تشکیل دادند و خیابانهای شطرنجی که از آنها بهعنوان شهرهای به صلیب کشیده شده یاد میشود ساخته شدند. پهلوی دوم این تخریبها را ادامه داد و با وجودیکه انتظار میرفت پس از انقلاب سبک اسلامی با تمام شئون اجرا شود، باز هم شهرسازی ایرانی- اسلامی نخستین چیزی بود که مورد فراموشی و حتی حمله قرار گرفت.
او با طرح این سوالات که آیا اینها واقعا دستاورد است و ایران فرهنگی چه چیز برای عرضه دارد، افزود: ما اوج معماری را در عالیقاپو میبینیم که ارتفاع آن از مسجد جامع شهر پایینتر است. حتی شاه صفوی نیز کاخ خود را در گوشهای از شهر با ارتفاع پایینتر از مسجد بنا کرد. اما اکنون ما اصالت ارتفاع را به کدام بخش دادهایم؟ شاهدیم که پرشکوهترین ساختمانهای ما بانکها هستند. ما اینگونه نمیتوانیم فارغ از آموزههای دینی، داعیهدار دین باشیم. شاه عباس، برای ساخت مسجد جامع عباسی، مسجد را خراب نکرد؛ بلکه میدانی جدید بنا نهاد، با تاسیس یک بازار میدان نقش جهان را به میدان عتیق متصل کرد و شهر جدیدی خلق کرد. با چنین درایتی بود که هماکنون هم شهر سلجوقی و هم شهر صفوی مشاهده میشود. این یکی از دورههای شاهکار شهرسازی صفوی است. در تواریخ ذکر شده که حتی شاه مملکت نیز برای ساخت و ساز مسجد به طراح ماموریت میدهد تا پیرزنی که راضی به واگذاری ملک خود به زمین مسجد نبوده را با ثروت زیادی قانع کند. این درایت از سمت شاه برای عدم تصاحب مال دیگری برای مسجد ستایشآمیز است. آیا ما اکنون نیز با داعیه اسلام، همین نگاه را برای اماکن مقدس داریم؟
به نام حرم، به کام سوداگری
کلانتری با اشاره به مسائل پیرامون بوستان قیطریه تهران و مسجدسازی در بوستان تاکید کرد: زمین بوستان قیطریه از طرف یک خیر برای فضای سبز وقف شده بود. فضاهای سبز ریههای شهری هستند. اما شهرداری موضوع ساخت چندین مسجد در آن محوطه را بیان میکند و با قطح درختان و از بین بردن زمین بوستان، دست به تخریب محیط زیست و تپه باستانی قیطریه میزند. این موضوع حتی در خیابانکشیها درون بافتهای تاریخی نیز دیده میشود. مسئولین تصمیمگیرنده نمیدانند روی این بافت هزاران نفر انسان زندگی میکند؟ حال آنکه در پروژههای شهری، حجم زیادی از مردم ملک خود را ازدست دادهاند. تصرف در طرحهای توسعهای حرمهای مقدس نیز در مشهد، قم و شیراز آنچنان زیاد شده که سالهای گذشته رهبری به آن ورود کرد. اما حتی پس از دستور رهبر نیز، این فرمان در بایکوت خبری به مدت 8سال نادیده گرفته شد و از 8هکتار تصرف، به 360هکتار تبدیل شد و در نهایت با نامهای که روحانیون به رهبر دادند و مسئله را بیان کردند، ورود دوباره رهبری نوشدارو پس از مرگ سهراب بود.
او با تاکید بر آنکه معماری غربی سبک زندگی غربی ایجاد میکند بیان کرد: ما در شهرسازی اسلامی- ایرانی، عدم مشرفیت خانهها به یکدیگر و محرمانگی داشتیم. اندرونی و کوبه مخصوص از ویژگیهای معماری ما بود.
وی افزود: کسی با معماری مدرن و ساخت خیابان مشکلی ندارد؛ ولی قرار نیست در عرض 35 در 2 کیلومتر، 300 پلاک تاریخی را خراب کنیم تا خیابان بسازیم.
کلانتری با بیان اینکه هویت برای تمام جوامع امری مورد احترام است بیان کرد: سال1970، در آمریکا شهرکی را با دینامیت تخریب و اینگونه مرگ معماری مدرن را اعلام کردند. این موضوع نمادین در سینمای آمریکا نیز بسیار نمود داشت. آمریکاییها پس از آن مجدد به احداث ساختمانهای دوطبقه روی آوردند و شهرکسازیهایی چون اکباتان و نواب که هماکنون ما به آن افتخار میکنیم را کنار گذاشتند. ولی متاسفانه، ما همچنان با رویکرد 55 سال پیش آمریکا بدون زیرساخت و نگاه فرهنگی و هویت مندانه، بنایی چون مسکنهای مهر را میسازیم.
بیتوجهی به زیست شهری، پیامدهای سنگین در پی دارد
در ادامه نشست، رسول جوهری در این خصوص بیان کرد: شهرسازی ما نوعی شهرسازی غیرتاریخی است که توجهی به تاریخ ندارد. این عدم تناسب بین شهرسازی با شهر هویتمند فرضی جدی است و پیامدهای سنگینی در پی دارد. شهرهای ما مطابق هیچ یک از مکاتب شهرسازی جهان ساخته نشدهاند. اگرچه در ساحت برنامهریزی تلاشهایی شده تا شهر به شکلی خاص طراحی شود، ولی لازم است تفکیکی بین نقشههای شهرسازی و نقشه زیست شهری قائل شویم. با توجه به این موضوع، باید دید آیا نظام دانش شهری ما توانسته تحلیل و روایتی از زیست شهری ما بهدست دهد یا خیر. متاسفانه نیروی سوداگری با قدرت جلو میرود و نهتنها نهادهای سیاستگذار در مقام دولت یا زیردولت، بلکه نهاد مذهب نیز حریف سوداگری نشده است.
او با تاکید بر مسئله بایگانی دانش شهری، آن را مجموعهای دانست که تعیین میکند چه چیز موضوع تحلیل شود و بیان کرد: آنچه به ما امکان صحبت پیرامون مکتب را میدهد، همین بایگانی دانش شهری است. باید دید که در ایران بایگانی دانش شامل چه متونی است و این متون شهر را چگونه میبینند؟ اینکه نگاهی شهر را به مثابه کالبد ببیند نگاهی بوده که نقدهای جدی به آن وارد شده است. ولی این نقدها زمانی فایده دارد که بایگانی دانش شهری نیز مجهز به نگاههایی جدید شود. آرشیو دانش شهری، هم فضای سخن و هم فضای عمل را گسترده میکند. اگر فضای دانش شهری مبتنی بر مکتب شیکاگو باشد شکل مداخلهمان نیز چیزی جز همان تصرفات عدوانی نخواهد بود. ما باید افراد را نیز به مثابه بخشی از بافت شهر ببینیم.
او افزود: بایگانی دانش شهری، شامل تمام رشتههای دانشگاهی و نهادهای آموزشی و پژوهشی است و هدف تمام آنها در یک همکاری همه جانبه علمی تحقق میابد. باید به این سوال اساسی پاسخ داد که دانش شهری چگونه زیست شهری را برای ما ممکن میسازد؟ زیرا نمیتوان از دل هر بایگانی هر زیستی را استخراج کرد و هر بایگانی دانشی، الزاما منتج به هر زیست شهری نمیشود.
در ادامه، مسعود آدینه بیان کرد: ما اندیشه و تفکر قومی که داشتیم را باطل کردیم و مکتب منسوخ شده غربیان را الگو قرار دادیم. واقعیت این است که وقتی هویت کنار گذاشته شود حال شهرسازی هم بد میشود.
او با بیان اینکه کسی پاسخگوی مشکلات نیست، تاکید کرد: از مشکلاتی که در شهرسازی با آن مواجهیم، بحث موازی کاری است. لازم است وزارت راه و شهرسازی، شورای عالی شهرسازی، شهرداری و بنیاد ملی مسکن نیز پای کار و پاسخگو باشند. در زوایایی نیز سازمان اوقاف و میراث فرهنگی را داریم که هر یک در وضعیت کاربردی خاصی دخیل و صاحب رأی هستند. لازم است این موازیکاری برطرف شود.