چریک ناشناخته نهضت امام؛ از پردهنشینی مسلحانه تا رازداری حتی با خانواده
نشست نقد و بررسی کتاب برگزیده جایزه ادبی شهید اندرزگو، «مبارزه به روایت شهید محمدصادق اسلامی»، با حضور محمدجواد اسلامی، نویسنده کتاب، دکتر علی شجاعی صائین، منتقد و پژوهشگر حوزه تاریخ، و میثم رشیدی، مجری، کارشناس و خبرنگار حوزه کتاب، روز دوشنبه دوم شهریورماه در باغ کتاب تهران برگزار شد.
نشست نقد و بررسی کتاب برگزیده جایزه ادبی شهید اندرزگو، «مبارزه به روایت شهید محمدصادق اسلامی»، با حضور محمدجواد اسلامی، نویسنده کتاب، دکتر علی شجاعی صائین، منتقد و پژوهشگر حوزه تاریخ، و میثم رشیدی، مجری، کارشناس و خبرنگار حوزه کتاب، روز دوشنبه دوم شهریورماه در باغ کتاب تهران برگزار شد.
کتاب «مبارزه به روایت شهید محمدصادق اسلامی» بر پایه فایل صوتیای شکل گرفته که بخشهایی از خاطرات و روایتهای خود شهید اسلامی را دربر دارد؛ روایتی که به گفته نویسنده، در سالهای نزدیک به وقوع حوادث بیان شده و همین مسئله به آن اهمیت ویژهای داده است. در این نشست همچنین بر این نکته تأکید شد که شهید اسلامی، در کنار دیگر مبارزان مذهبی آن دوره، یکی از چهرههایی بود که فعالیتهایش تنها به یک شکل از مبارزه محدود نمیشد و بخشهایی از آن تا سالها حتی برای اعضای خانوادهاش نیز ناشناخته باقی مانده بود. سالها خانوادهاش گمان میکردند رفتوآمدهای پنهانی چهرههای سرشناس به خانهشان، حلوفصل امور تجاری است؛ غافل از اینکه خانه شهید محمدصادق اسلامی کانون پشتیبانی از چریک نامداری چون شهید اندرزگو بود. این کتاب، روایتی دستاول و مستند از زندگی مبارزی مؤمن و بیادعا بود که برای نخستینبار بر پایه نوارهای صوتی خود شهید و اسناد ساواک، پرده از بخشهای ناگفته شبکه مبارزان مذهبی نهضت امام خمینی(ره) برمیدارد.

روایتی که خود شهید از مبارزهاش بر جای گذاشت
محمدجواد اسلامی درباره زمینه شکلگیری کتاب توضیح داد که علاوه بر علاقه و پیوند خانوادگی، احساس ضرورتی که برای حفظ و ثبت این روایت وجود داشت، او را به سراغ فایل صوتی برجایمانده از پدرش برد. او با اشاره به توصیه امیرالمؤمنین(ع) درباره مطالعه تاریخ و عبرت گرفتن از سرگذشت پیشینیان گفت که تاریخ تنها روایت گذشته نیست و میتوان از آن برای زندگی امروز و آینده توشه برداشت.
به گفته او، بخشی از مطالب این روایت پیشتر در مجله «عروةالوثقی» که با مدیریت حسن اجارهدار، از شهدای هفتم تیر، منتشر میشد، به چاپ رسیده بود؛ اما برای تدوین کتاب، رجوع به اصل مصاحبه صوتی انجام شد. بررسی این فایل نشان داد که متن منتشرشده در مجله با روایت اصلی تفاوتهایی دارد و به همین دلیل، فایل صوتی مبنای تدوین کتاب قرار گرفت و توضیحات، پاورقیها، تصاویر و اسناد مرتبط به آن افزوده شد. این کتاب بخشهایی از زندگی شهید اسلامی را از دوران نوجوانی و جوانی تا پیروزی انقلاب اسلامی در سال ۱۳۵۷ روایت میکند. نویسنده این کتاب، در توضیح آثار دیگر خود نیز به کتابهایی درباره شهید صادق امانی و شهید اسدالله لاجوردی اشاره کرد و گفت: در کتاب مربوط به شهید لاجوردی، بخشی از شناخت او نسبت به انحراف سازمان مجاهدین خلق و تغییرات فکری این جریان در سالهای پیش از انقلاب نیز بازتاب یافته است.
در ادامه این نشست، علی شجاعی صائین با اشاره به جایگاه شهید اسلامی در تاریخ مبارزات انقلاب، بر اهمیت شخصیت او تأکید کرد. او با استناد به تعابیر رهبر معظم انقلاب درباره شهید اسلامی، از او بهعنوان یکی از چهرههای برجسته و کمتر شناختهشده انقلاب یاد کرد؛ شخصیتی که به گفته وی، یک لحظه در راه انقلاب آرام نگرفت و در کنار همرزمان خود بستری را فراهم کرد که چهرههایی مانند شهید اندرزگو نیز در آن مسیر مبارزاتی خود را ادامه دادند. اهمیت کتاب تنها در روایت زندگی یک شهید خلاصه نمیشود، بلکه این اثر بخشی از تاریخ یک جریان مذهبی را نیز نشان میدهد؛ جریانی که مبارزان آن، مسیر مبارزه خود را با امام خمینی(ره) تعریف کرده بودند. به گفته او، شهیدانی مانند اسلامی، صادق امانی و عراقی در مبارزه خود تلاش داشتند مسیر و تصمیمهایشان را با هدایت و نظر امام هماهنگ کنند.
وی یکی از نکات قابل توجه کتاب را نشان دادن سابقه مبارزان مذهبی در مبارزه مسلحانه دانست و گفت برخلاف تصوری که گاهی وجود دارد و گروههایی مانند مجاهدین خلق یا فداییان را پیشگام مبارزه مسلحانه معرفی میکند، نیروهای مذهبی پیش از شکلگیری این سازمانها نیز در این عرصه فعال بودند و حتی در مقاطعی به این جریانها کمک کرده بودند. به گفته او، بخشی از همین نیروها بعدتر با مشاهده تغییرات فکری و مارکسیستیشدن سازمان مجاهدین خلق، از ادامه همکاری با آنها فاصله گرفتند.
یکی دیگر از نکاتی که شجاعی صائین درباره کتاب بر آن تأکید کرد، نزدیکی زمانی روایت شهید با حوادث بود. او معتقد بود خاطراتی که سالها پس از وقوع یک حادثه بیان میشوند، ممکن است تحت تأثیر گذر زمان، تغییر مناسبات و برداشتهای بعدی راوی قرار بگیرند؛ در حالی که روایت شهید اسلامی در فاصلهای نسبتاً کوتاه از حوادث بیان شده است. به همین دلیل، به گفته او، این روایت ارزش خاصی دارد و افزودههای کتاب نیز بیشتر در حوزه مستندسازی، توضیح و تکمیل روایت با اسناد و تصاویر قرار گرفته است. با این حال، هنوز جای یک کتاب جامع درباره شهید اسلامی خالی است؛ کتابی که ابعاد مختلف زندگی او، از مبارزات سیاسی و اجتماعی تا فعالیتهای فکری و روابط او با دیگر مبارزان را دربر بگیرد و بتواند مبنایی برای تولید آثار دیگری درباره این شهید، از آثار پژوهشی گرفته تا کتاب کودک، شعر و ادبیات داستانی، قرار گیرد.

مبارزهای که حتی خانواده از همه ابعاد آن خبر نداشتند
بخش مهمی از این نشست به توضیح درباره وجوه مختلف فعالیتهای مبارزاتی شهید محمدصادق اسلامی اختصاص داشت؛ فعالیتهایی که به گفته فرزندش، تنها به فعالیتهای سیاسی آشکار محدود نبود. محمدجواد اسلامی با اشاره به این ابعاد گفت پدرش در فعالیتهای اجتماعی و مذهبی حضور داشت، در مناسبتهایی مانند عید غدیر کتاب هدیه میکرد، سخنرانی داشت و با جریانهای مختلف سیاسی نیز در ارتباط بود. در کنار این فعالیتهای اجتماعی و سیاسی، بخش دیگری از مبارزات او به فعالیتهای مخفی مربوط میشد؛ از هماهنگی با چاپخانهها و تهیه و توزیع اعلامیهها تا ارتباط با مبارزان مسلح.
به گفته او، شرایط امنیتی دوران پهلوی بهگونهای بود که مبارزان ناچار بودند بسیاری از فعالیتهای خود را حتی از نزدیکترین افراد پنهان کنند. او توضیح داد که خانوادهاش از رفتوآمد شهید اندرزگو به خانه اطلاع داشتند، اما از ماهیت واقعی این رفتوآمدها بیخبر بودند. حتی برای توضیح حضور او در خانه، عنوانی مانند «تاجر ورشکستهای که به دنبال حل مشکلات خود است» مطرح میشد تا کسی به هویت واقعی او و ارتباطش با شهید اسلامی پی نبرد. محمدجواد اسلامی اظهار داشت که خود او نیز تا پس از پیروزی انقلاب از برخی ابعاد مبارزات پدرش اطلاعی نداشت. او میدانست پدرش در فعالیتهای سیاسی، زندان و تهیه و توزیع اعلامیهها نقش داشته است، اما بعدتر مشخص شد که فعالیتهای او در حوزه مبارزه مسلحانه نیز ادامه داشته و حتی اقداماتی برای تهیه سلاح و عملیات علیه عوامل رژیم در دستور کار بوده است. همین پنهانکاری بخشی از شرایط مبارزه در آن دوران بود؛ شرایطی که برای نسل امروز بهآسانی قابل تصور نیست. او برای توضیح فضای حاکم بر جامعه پهلوی گفت حتی رفتوآمد یک جوان مذهبی در خیابان یا حضور او در مسجد میتوانست حساسیت مأموران امنیتی را برانگیزد و فرد را با سؤال و بازخواست مواجه کند. در این میان، ارتباط شهید اسلامی با شهید اندرزگو نیز بخشی از همین فعالیتهای پنهان بود. محمدجواد اسلامی با اشاره به اسناد و خاطرات موجود گفت که این ارتباط در بخشهایی از اسناد ساواک نیز بازتاب یافته است، هرچند همه ابعاد آن در اسناد موجود بهطور کامل روشن نشده است.
وی درباره تأخیر در تدوین کتاب بیان داشت: زندگی و فعالیتهای پس از انقلاب و سپس جنگ تحمیلی، فرصت پرداختن به این کار را برای سالها فراهم نکرده است. وی گفت تنها مدت کوتاهی پس از ازدواجش جنگ آغاز شد و حضور در سرپلذهاب در کنار شهید محمد بروجردی و ادامه مسئولیتها، عملاً پرداختن جدی به این موضوع را به تأخیر انداخت. محمدجواد اسلامی در ادامه از بیش از صد ساعت گفتوگو با دوستان و آشنایان پدرش نیز سخن گفت و تأکید کرد که در استفاده از خاطرات شفاهی باید احتیاط زیادی داشت. به گفته او، گاهی یک روایت آنقدر برای فرد تکرار میشود که ممکن است بهتدریج تصور کند خودش نیز در زمان وقوع حادثه حضور داشته، در حالی که اسناد و زمانبندی زندگی او چنین چیزی را تأیید نمیکند. به همین دلیل، در تدوین کتاب تلاش شده اطلاعات با اسناد تطبیق داده شود.
او در پاسخ به این پرسش که آیا شهید اسلامی با شناختهشدن و تولید آثار بیشتر درباره خود موافق بوده است یا همچنان گمنامی را ترجیح میداده، بر همان روحیه کتمان و پرهیز از مطرحشدن که در میان بسیاری از مبارزان آن دوره وجود داشت، تأکید کرد. با این حال، انتشار این آثار را فرصتی برای معرفی الگوهای مبارزه به نسل امروز و حتی جهان اسلام دانست؛ الگویی که نشان میدهد میتوان در سختترین شرایط، با جمعی همدل و با هدفی روشن، مبارزه را ادامه داد.

از تجربه مبارزان دیروز تا پرسشهای نسل امروز
در بخش دیگری از نشست، شجاعی صائین بر ضرورت پیوند دادن روایت زندگی شهید اسلامی با شرایط امروز تأکید کرد. از نگاه او، برای نسلی که فضای سیاسی و اجتماعی دهههای پیش از انقلاب را تجربه نکرده است، فهم شرایط آن دوران آسان نیست. به همین دلیل، تنها انتشار یک کتاب تاریخی نمیتواند برای همه مخاطبان کافی باشد و باید از قالبهای مختلف برای انتقال این تجربه استفاده کرد. او پیشنهاد کرد در کنار پژوهشهای جامع، از ظرفیت ادبیات، داستان، آثار کودک و نوجوان و ابزارهای جدید نیز برای معرفی این شخصیتها استفاده شود. به باور او، زندگی شهید اسلامی و دیگر مبارزان آن دوره، زمانی برای نسل جدید قابل فهمتر خواهد بود که حوادث در متن زمانه خود روایت شوند؛ یعنی مخاطب بداند این افراد در چه شرایطی زندگی میکردند، با چه مشکلاتی روبهرو بودند و چگونه با وجود دستگیری بسیاری از همرزمانشان، امید خود را از دست ندادند. شجاعی صائین با اشاره به شرایط سالهای پایانی حکومت پهلوی گفت حتی در سال ۱۳۵۶ و ۱۳۵۷، بسیاری از تحلیلها سقوط حکومت را پیشبینی نمیکردند و ساختار امنیتی رژیم همچنان فعال بود. از نگاه او، اینکه در چنین شرایطی انقلاب به پیروزی رسید، نتیجه تلاش و مقاومت مجموعهای از مبارزان بود که سالها در شرایط دشوار فعالیت کرده بودند.
در پایان نشست نیز محمدجواد اسلامی با نزدیک شدن سالگرد کودتای ۲۸ مرداد، به نقش آمریکا و انگلیس در تحولات مربوط به نهضت ملی شدن صنعت نفت اشاره کرد. او با بازخوانی بخشی از روایتهای مربوط به روابط دولت مصدق با آمریکا و انگلیس، بر این نکته تأکید کرد که تجربه آن دوره، در سالهای پس از انقلاب به تقویت این نگاه انجامید که کشور باید بر توان داخلی خود تکیه کند. او در همین زمینه به پیشرفتهای دفاعی و موشکی کشور اشاره کرد و آن را نمونهای از نتیجه تکیه بر توان داخلی دانست.
نشست نقد و بررسی کتاب «مبارزه به روایت شهید محمدصادق اسلامی» در نهایت به بازخوانی زندگی مبارزی انجامید که بخش قابل توجهی از فعالیتهایش برای سالها در سکوت و پنهانی باقی مانده بود؛ شخصیتی که به گفته مطرحشده در نشست، نهتنها خود در مسیر مبارزه حضور داشت، بلکه در شکلگیری و پشتیبانی از بخشی از جریان مبارزاتی نیروهای مذهبی نیز نقش ایفا کرد. اکنون انتشار روایت مستقیم او، در کنار اسناد و خاطرات دیگر، فرصتی فراهم کرده است تا این بخش کمتر دیدهشده از تاریخ مبارزات انقلاب اسلامی، با فاصلهای کمتر از روایتهای دستدوم و از زبان یکی از حاضران در آن دوران، بازخوانی شود.