اگر داستانگویی درست اجرا شود، از فضای مجازی نیز پیشی میگیرد
نشست رونمایی از کتاب «فوت و فن داستانگویی» در روز جمعه 25 اردیبهشت در استیج ایوان شاهنامه باغ کتاب برگزار شد. در این نشست، محمدرضا سرشار، نویسنده کتاب در کنار عذرا وکیلی، از پیشکسوتان رادیو حضور داشت.
نشست رونمایی از کتاب «فوت و فن داستانگویی» در روز جمعه 25 اردیبهشت ساعت 15:00 در استیج ایوان شاهنامه باغ کتاب برگزار شد. در این نشست، محمدرضا سرشار، نویسنده کتاب در کنار عذرا وکیلی، از پیشکسوتان رادیو حضور داشت.
محمدرضا سرشار در ابتدای نشست با معرفی عذرا وکیلی عنوان کرد: ما از سال 1360 که وارد رادیو شدیم، با خانم وکیلی اشنا شدیم که سردبیر، مجری و قصهگوی اصلی رادیو بودند. افرادی که میبینید الان در رادیو شناخته شدند، همه بعد از خانم وکیلی وارد شدند. ما یک سال بعد از انقلاب اسلامی، وارد رادیو شدیم، بخشی از نسل قبلی رادیو رفته بودند و بخشی مانده بودند. نسلی که ماندند به 3 گروه تقسیم شدند، گروهی تمایل به همکاری با افراد جدید نداشتند و سنگاندازی میکردند، گروهی هیچ کاری نداشتند و گروهی دیگر، خالصانه به نسل جوان یاد دادند و همکاری کردند. خانم وکیلی از گروه سوم بودند.
عذرا وکیلی گفت: زمانی که با من تماس گرفتند و خبر رونمایی کتاب را به من دادند، با خود گفتم حتما باید در این جلسه شرکت کنم. خودم را لایق این تعریفات نمیدانم و به شخصه چیزهای زیادی از شما یاد گرفتم. به یاد دارم زمانی مردم با وضو پای رادیو مینشستند، این حاصل زحمات پاک و سرشار شماست.
محمدرضا سرشار عنوان کرد: ما از سال 1373 توفیق این را پیدا کردیم تا مجموعهای با عنوان «از سرزمین نور» در قالب نمایش در شبکه سراسری رادیو پخش کنیم. تهیهکننده این برنامه خانم وکیلی بودند و شاهکاری در تولیدات رادیویی اتفاق افتاد، رادیو قبل از آن و حتی بعد از آن، هیچ تولیدی در سطح آن اثر نداشت. همه تیم در شکلگیری این اتفاق دست داشتند، علیالخصوص تهیهکننده برنامه و گویندگانی که از سینما آمدند. به یاد دارم در نامههایی که به رادیو میرسید مردم مینوشتند ما با وضو، پای این برنامه مینشستیم. درباره کتاب اگر بخواهم بگویم، من به مدت 24 سال، مجری و ویراستار «قصه ظهر جمعه» بودم.
او ادامه داد: به همین سبب به نشستهای مختلفی دعوت میشدم تا روش داستانگویی را به معلمین آموزش دهم. سالهای زیادی بود که دوست داشتم این آموزشها را در قالب یک کتاب عرصه کنم. البته من جز تجربیات اجرایی خود، از متون آموزشی دیگر بهره بردم، اما تلاشم بر این بود متنی بنویسم که به اقتضای عجول بودن مردم جامعه امروز، کمحجم باشد. تاریخچه را رها کردم، بحثهای تفصیلی و تحلیلی را حذف کردم تا کتابی تجویزی پدید بیاید و هر سطح آن نکتهای عملی باشد، حاصل تمام این اتفاقات، کتابی 95 صفحهای شد که تمام سطور نکاتی کاربردی است.
وی افزود: مختصات داستان، شنونده، داستانگویی و انواع آن را شرح دادم. در زمان انتشار نیز به دنبال ناشر مناسب برای این کتاب میگشتم، تقریبا تا امروز 150 جلد کتاب چاپی تولید کردم که عمده آنها، توسط ناشران سرشناس و پرمخاطب دولتی و نیمهدولتی چاپ شدند. برای اولین بار تصمیم بر این موضوع گرفتم تا کتابم را در اختیار ناشری خصوصی بگذارم. عموما در کتابها، خودمختار و بدون ویرایش و نظارت پیش میرفتم، اما در این انتشارات، کشمکشهایی داشتیم که در نهایت نشر مهرستان با من کنار آمدند، به همین سبب هر عیبی در این کتاب باشد، مربوط به من است و هر موفقیتی باشد حاصل زحمات تمام افراد است.
نویسنده کتاب، عنوان کرد: این کتاب به دور از مبانی نظری است، بلکه تجربه زیسته تمام داستاننویسان جهان است. هیچکس نمیتواند از ابتدا و صفر شروع کند، ما نیز بر دوش گذشتگان ایستادیم که توانستیم در این مسیر رو به جلو حرکت کنیم. زمانی که تکنولوژی به زندگی وارد شد، ناشران از ما، متن تایپی میخواستند، من نیز تایپ تک انگشتی را بلد هستم ولی هر دقیقه یک کلمه را میتوانم بنویسم. به همین دلیل این روند طولانی شد و در نهایت با کمک یکی از شاگرانم، متن دستنویس را به تایپی مبدل کردم و به عرصه نشر رساندم.
عذرا وکیلی در ادامه بیان کرد: کتاب تازه امروز به دست من رسید اما باید اعترافی کنم، آقای سرشار به سرتیترهایی اشاره کرده که من تنها با مطالعه فهرست دریافتم این کتاب چقدر غنی است. افرادی که دوست دارند قصهگو باشند، از مادران و مربیان مهدکودک تا افرادی که درصدد کار در رادیو و تلویزیون هستند، باید این کتاب را مطالعه کنند. آقای سرشار به قدری روان و کامل نوشتند، که حد و حساب ندارد. قصهگویی یک استعداد ذاتی نیست، بلکه میتواند آموزشمحور و اکتسابی باشد، حتی من نیز از این کتاب یاد گرفتم.
وی در پاسخ به تاثیر فضای مجازی بر کاهش جذابیت قصهگویی گفت: داستان اگر به درستی بیان شود، حتی در تکنولوژی هم جذابیتش را از دست نمیدهد. البته که من با فضای مجازی موافق نیستم، اما اگر فرد، مخاطب را بشناسد و مبانی داستانگویی را بشناسد، داستان از فضای مجازی هم جلو خواهد زد.
سرشار با اشاره به موضوع فضای مجازی در روند رشد کودکان بیان کرد: به طور کلی، فضای مجازی باعث تنها شدن انسان شده است، افراد دور هم جمع هستند اما هر یک تنها هستند. جبری است که نمیتوان آن را به طور مطلق نهی کرد اما هر زمان بتوان کودکان را به بلوغ فکری رساند، پیشرفت است. کودکان عقد اخوتی با فضای مجازی نبستهاند، هر گاه سرگرمی بهتری باشد، به سراغ تلفن همراه نمیروند. همانطور که میبینیم کودکان در جمعهای خانوادگی و پارک و ... به سراغ فضای مجازی نمیروند و ما باید سعی کنیم این سرگرمی را ایجاد کنیم. یکی از فواید قصهگویی ایجاد الفت بین والدین و فرزندان است، والدین با نگاه و لحن خود در داستانگویی، ارتباطی عاطفی با کودک برقرار میکنند و دقایق شیرینی را رقم میزنند، که سبب افزایش الفت میان این دو نسل خواهد شد.
سرشار درباره تفاوت داستاننویسی و داستانگویی گفت: نوشتن بر گفتن اولویت است، داستانگو نیاز نیست حتما داستاننویس باشد؛ زیرا این دو مهارت جدا هستند. البته که یک داستاننویس که به داستانگویی آگاه است، فضیلت برتری دارد. در این کتاب تنها به داستانگویی پرداخته میشود، من در کتاب دیگری به تفسیر مهارتهای داستاننویسی پرداختهام. این کتاب مرحله 100 قصهگویی است، برای کودکان باید از مرحله 5 شروع کنید و رفته رفته به سراغ مراحل بعد بروید. نباید در ابتدا آنقدر کار را سخت کنید که کودکان بترسند، مشکل اصلی برخی کتابهای آموزشی این است که کار را بسیار سخت میکنند. من به شخصه در جوانی وقتی کتابی آموزشی در حوزه داستاننویسی مطالعه کردم، تا یک سال جرئت نوشتن نداشتم.
سرشار درباره چالشهای تولید این کتاب تصریح کرد: ناشر بزرگواری کردند و در مقایسه با منش من کوتاه آمدند، تا به حال ناشری به متنهای من بازبینی و ویراستاری نکرده بود، البته که نوشتههای من بدون نقص نیست. به نظر من این کتاب در مرحله دوم میتواند تولید اثری حاوی برگزیده داستانهای مختلف را در پی داشته باشد که برخلاف سایر کتابهای داستانی، به داستانگویی بپردازد و از داستانخوانی به دور باشد. داستان کودک برای جامعهای است که هنوز شخصیتش شکل نگرفته و با بند بند داستان، فرد آموزش میبیند که میتواند آموزش مثبت یا منفی باشد. انسان در 15 سالگی به بلوغ فکری میرسد و ساختار جدیدی به مغز او اضافه نمیشود، به همین سبب ما باید سعی کنیم داستانی را انتخاب کنیم که ساختارهای ذهنی کودک را مدیریت کنیم.
عذرا وکیلی درباره شروع کار خود در رادیو گفت: من 15 ساله بودم که وارد رادیو شدم و روز اول وقتی میخواستم وارد استودیو شوم، به من گفته شد «ممکن است بعدها مشهور شوی و اسم و رسم پیدا کنی، امام خودت را گم نکن، فراموش نکن از کجا آمدی!» این حرف تا امروز در گوش من هست.
سرشار در پایان، درباره تجربیات پرکار و 150 کتاب خود بیان کرد: تعداد قابلتوجهی از اینها، کتابهای کمحجم کودک و نوجوان بودند که به اندازه کتاب بزرگسال زمان نمیبرد. حدود 20-30 عنوان، ترجمه از ادبیات انگلیسی و عربی است. بخش دیگری هم به مفهوم «کار پشت کار» برمیگردد، به قول معروف، تا گرم هستیم باید به کار ادامه دهیم. اگر توقفی ایجاد شود دیگر نمیتوان به سرعت گذشته بازگشت.