تنها چیزی که من را نجات داد مطالعه بود و مطالعه!
شنبه 09 خرداد 1405

تنها چیزی که من را نجات داد مطالعه بود و مطالعه!

نشست نقد و بررسی «خاکشیر فرنگی» در روز پنجشنبه 24 اردیبهشت ساعت 16:00 در استیج ایوان شاهنامه باغ کتاب برگزار شد. در این نشست، زینب کریمی، نویسنده کتاب حضور داشتند.

به گزارش پایگاه اطلاع رسانی مجمع ناشران انقلاب اسلامی، نشست نقد و بررسی «خاکشیر فرنگی» در روز پنجشنبه 24 اردیبهشت ساعت 16:00 در استیج ایوان شاهنامه باغ کتاب برگزار شد. در این نشست، زینب کریمی، نویسنده کتاب حضور داشتند.

زینب کریمی در ابتدای نشست بیان کرد: تاریخ تکرار می‌شود. ما کتاب تاریخی بسیاری داریم، اما چرا طرفدار ندارد؟ شاید چون خوانش کتاب تاریخ، برای مخاطب نوجوان، جوان و حتی بزرگسال، سخت‌خوان است. من ترجیح دادم که این سختی را خودم تحمل کنم و وظیفه من هست که مطالعات را انجام دهم و در قالب ادبیات داستانی راحت‌خوان ارائه دهم. اگر تاریخ تکرار نمی‌شد، این کار ضرورتی نداشت، اما امروزه داریم می‌بینیم که شبهات جوان‌ها دقیقا همان شبهات قدیمی است و تاریخ در حال تکرار است؛ من وظیفه خود می‌بینم که در این مسیر تلاش کنم.

او در پاسخ به واقعی بودن شخصیت «اردشیر ریپورتر» گفت: ایده اولیه داستان را انتشارات قدر ولایت در اختیار من گذاشتند و داستان زندگی اردشیر ریپورتر را برای من تعریف کردند، بعدها من تحقیق کردم و دریافتم که چه شخصیت جالب و مغفولی در تاریخ ما است. اردشیر ریپورتر از خاندان ریپورتر است که ایرانی‌الاصل‌های هندوستان است که حرفه روزنامه‌نگاری دارند. در دوران مشروطه و مجلس عدالتخواهی در این زمان پررنگ می‌شود، با سفارت انگلستان و جامعه بهائیت ارتباط تنگاتنگی برقرار می‌کند. حتی زرتشتیان او را تکفیر می‌کنند که آئین پاک زرتشت را به سمت بهائیت می‌برند. از بیانات رهبر شهید این است که مردم ایران، مجلس عدالت می‌خواستند، اما جریاناتی همچون اردشیر ریپورتر، قیام را به سمت مشروطه‌خواهی منحرف می‌کنند. که منجر به توپ بستن مجلس و طرد علما می‌شود.

وی افزود: در کتاب یک بحث همین است که اردشیر ریپورتر چگونه این جریان پاک عدالت‌خواهی را به انحراف می‌کشاند. اردشیر ریپورتر در وصیت‌نامه خود به پسرش، شاپور ریپورتر، می‌نویسد: من در ایران فردی به نام رضا قزاق را شناسایی کردم و او را رشد دادم، اینگونه نقش خود را در سیاست داخلی و انحراف قیام پاک مردم عنوان می‌کند.

نویسنده «خاکشیر فرنگی» در پاسخ به نسبت میان تاریخ و ادبیات در این کتاب عنوان کرد: به نظر من اگر بنا باشد چنین نسبتی ایجاد شود، دیگر آن کتاب رمان نیست. من در ذهن خود تصمیم می‌گیرم که یک داستان یا رمان زیبا بنویسم، در عین این که تاریخ را نیز مرور کرده باشید. من داستانی می‌نویسم که رگه‌هایی از تاریخ در آن جریان دارد. بحثی سر کتاب «چینی‌بندزن» نیز بود که قسمت‌هایی از کتاب، مرز بین حقیقت و تخیل گم می‌شود. این کتاب دقیقا نقطه مخالف «چینی‌بندزن» است، در کتاب قبلی مقدمه‌ای طولانی و فهرست منابع بسیاری گذاشته بودیم که به ما خرده گرفتند، آیا یک رمان به این نیاز دارد؟ به همین سبب، ما در این کتاب، مقدمه و فهرست منابع را حذف کردیم.

کریمی در پاسخ به هدف خلق شخصیت‌های خانواده بیان کرد: من در ابتدا وقتی به توصیف یک خانواده می‌پردازم، در ذهنم تصویری دارم که در بخشی از آینده داستان هر فرد خانواده باید به آن تصویر برسد. به طور کلی من اول هدف اصلی کاراکتر را تصویر می‌کنم و سپس جزئیات شخصیت را خلق می‌کنم. به طور مثال دغدغه پدران در امروز و 125 سال پیش یکسان بوده. مادر خانواده در دوران نوجوانی مورد آزار و اذیت قرار می‌گیرد. انتخاب شهر یزد به دلیل ارتباط اردشیر ریپورتر با جامعه بهائیت یزد است،هر اتفاق سعی شده با منطق پیش برود.

او درباره انتخاب آهنگری تصریح کرد: انتخاب نعل‌بندی و آهنگری نیز به این دلیل بود که آهنگری نماد تلاش و کوشش است، قهرمان قصه نیز در پایان داستان ترجیح می دهد در کوره آهنگری پدر خود کار کند ولی از جریان سیاسی که دچار انحراف شده فاصله بگیرد. گاهی من چند هفته در حال خواندن کتاب بودم تا فقط بفهمم در 125 سال قبل به کارگر چه اسمی خطاب می‌کردند؟ چاپخانه چه اسمی داشته؟ اصلا چاپخانه‌ها به چه صورت بوده؟ تنها چیزی که من را نجات داد مطالعه بود و مطالعه. حتی کتاب‌های تاریخی غیرمشهور یا سفرنامه‌های غیرمرتبط را مطالعه کردم. رنگ لباس‌ها، جنس پارچه‌ها و تمام جزئیات را مطالعه کردم. کتاب آقای جعفر شاهی هم بسیار به کمک من آمد، من برای توصیف تعزیه تهران از این کتاب استفاده کردم.

نویسنده کتاب در پایان افزود: انتخاب شمیران این بود که مکان زندگی خانواده، به تهران نزدیک باشد و به دور از جریان مشروطه نباشد و به قدری هم دور باشد که دسترسی به شهر و امکانات ساده نباشد. همچنین چون ما به صورت خانوادگی در آن مکان سکونت داشتیم، اطلاعات زیادی از شمیران داشتم. علت برجسته کردن شخصیت اردشیر ریپورتر که زرتشتی است اما در خفا بهایی است را بخواهم بگویم. اگر از این اردشیر ریپورترها تنها یک نفر بود، اصلا ارزشی نداشت که بدان بپردازم، اما اردشیر ریپورترها هستند که جریان عدالتگری و قیام ملت را دچار انحراف می‌کنند و در زمان مشخص، زهر خود را می‌ریزند.

نظر بدهید
capcha