بررسی پیوند رسانه، هنر و اندیشه اسلامی؛ از جنگ روایتها تا تولید دانشنامه جنگ رسانهای
نشست نقد و بررسی کتابهای «جنگ رسانهای» و «درسگفتارهای همایش ملی هنر از منظر اندیشه اسلامی و اندیشمندان مسلمان» روز پنجشنبه 7 خرداد در سکوی شاهنامه باغ کتاب برگزار شد. در این نشست، جلال غفاری و محمدعلی مومنیها، نویسندگان کتاب در کنار محمدصالح بهشتینژاد حضور داشتند.
نشست نقد و بررسی کتابهای «جنگ رسانهای» و «درسگفتارهای همایش ملی هنر از منظر اندیشه اسلامی و اندیشمندان مسلمان» روز پنجشنبه 7 خرداد در سکوی شاهنامه باغ کتاب برگزار شد. در این نشست، جلال غفاری و محمدعلی مومنیها، نویسندگان کتاب در کنار محمدصالح بهشتینژاد حضور داشتند.
در آغاز نشست، جلال غفاری با اشاره به سابقه طولانی فعالیتش در حوزه رسانه و مطالعات جنگ رسانهای گفت: ایده اصلی این کتاب بیش از ۱۵ سال پیش شکل گرفته و ریشه آن به طرح مفهوم «جنگ رسانهای» در جلسات مدیران رسانهای کشور و سخنرانیهای رهبر انقلاب در اوایل دهه ۸۰ بازمیگردد. او با اشاره به اینکه رهبر انقلاب برای نخستینبار بهصورت پررنگ از مفهوم جنگ رسانهای و جنگ تبلیغاتی استفاده کردند، تأکید کرد که این نگاه، رسانه را صرفاً ابزار اطلاعرسانی نمیداند بلکه آن را میدان واقعی نبرد معرفی میکند.
وی افزود: در نگاه این کتاب، جنگ رسانهای صرفاً محدود به کشور یا جغرافیای خاصی نیست، بلکه یک پدیده جهانی است که همه کشورها درگیر آن هستند، اما جمهوری اسلامی ایران بهدلیل ماهیت انقلاب اسلامی و تغییر توازن قدرت در منطقه، بهصورت ویژه هدف این جنگ قرار گرفته است. او با اشاره به نقش انقلاب اسلامی گفت: این انقلاب مردم را از وابستگی و سلطه سیاسی و فرهنگی خارج کرد و همین موضوع باعث شکلگیری موجی از تقابل رسانهای علیه آن شده است.
غفاری در ادامه با اشاره به جلد کتاب «جنگ رسانهای» که تصویر میکروفونی در قالب سلاح را نشان میدهد، توضیح داد: این تصویر نماد آن است که رسانه دیگر ابزار خنثی نیست، بلکه در بسیاری از مواقع نقش تهاجمی دارد و همانند یک سلاح عمل میکند. او تأکید کرد که در فضای امروز، باید رسانه را در امتداد مفاهیم قدرت نرم و جنگ شناختی تحلیل کرد و از ادبیات صرفاً خنثی علوم اجتماعی فاصله گرفت.
وی در ادامه به ساختار کتاب اشاره کرد و گفت: این اثر تلاش دارد هم به بُعد نظری مفهوم جنگ رسانهای بپردازد و هم مصادیق آن را در رسانههای مختلف بررسی کند. به گفته او، رسانههایی مانند برخی شبکههای فارسیزبان خارج از کشور از جمله شبکههای ماهوارهای معاند، نمونههایی از این جنگ هستند که در قالب خبر، روایت و حتی سرگرمی تلاش میکنند تصویر خاصی از ایران ارائه دهند.
غفاری با تفکیک دو کارکرد اصلی رسانه در این جنگ افزود: یکی حوزه خبر و روایت است که در آن واقعیتها دستکاری یا جهتدهی میشوند، و دیگری حوزه درام و سرگرمی است که از طریق سریالها و تولیدات نمایشی بر ذهن و سبک زندگی مخاطب اثر میگذارد. او تأکید کرد که در این کتاب تلاش شده نشان داده شود که این دو حوزه چگونه در کنار هم یک ساختار جنگی پیچیده را شکل میدهند.
او همچنین به بحث «سهگانه جنگ رسانهای» اشاره کرد و گفت: در این الگو، ابتدا باید «محتوا» یا مفهوم مشخص شود، سپس این محتوا در قالب هنری و رسانهای تولید شود و در نهایت در فرآیند توزیع به مخاطب برسد. به گفته او، این سهگانه همان نقطهای است که موفقیت یا شکست در جنگ رسانهای را تعیین میکند.
غفاری در بخش دیگری از سخنانش با اشاره به تجربه سالهای گذشته خود گفت: این پروژه پژوهشی در آینده میتواند در قالب یک دانشنامه چندجلدی منتشر شود، زیرا ابعاد آن شامل روایت، خبر، رسانههای تصویری، سرگرمی، شبکههای اجتماعی و حتی حوزه فناوری است. او تأکید کرد که صدا و سیما بهعنوان قرارگاه اصلی این جنگ در نگاه رهبر انقلاب معرفی شده و این موضوع جایگاه ویژهای در کتاب دارد.
وی همچنین با اشاره به لزوم بازخوانی مستمر اندیشههای رهبر انقلاب در حوزه رسانه و هنر گفت: بخش مهمی از این کتاب مبتنی بر تحلیل سخنرانیها و رهنمودهای ایشان در حوزه رسانه است و تلاش شده این اندیشهها در قالب یک چارچوب نظری منسجم ارائه شود.
در ادامه نشست، محمدعلی مومنیها به تشریح کتاب «درسگفتارهای همایش ملی هنر از منظر اندیشه اسلامی و اندیشمندان مسلمان» پرداخت و گفت: انگیزه اصلی این اثر، خلأ جدی در آموزش دانشگاهی هنر در کشور است؛ جایی که عمده آموزشها بر پایه مکاتب غربی شکل گرفته و کمتر به اندیشههای اسلامی در حوزه هنر پرداخته شده است.
او با اشاره به برگزاری سلسله نشستهایی با حضور اساتید دانشگاه هنر، دانشگاه سوره، دانشگاه امام صادق(ع) و دیگر مراکز علمی افزود: در این جلسات تلاش شد مفاهیم بنیادین هنر اسلامی از جمله چیستی هنر، مرز علم و هنر، خیال، زیبایی، و نسبت آن با اندیشه دینی مورد بررسی قرار گیرد.
مومنیها با تأکید بر اینکه در تمدن اسلامی نیز نظریهپردازان مهمی در حوزه هنر وجود داشتهاند، گفت: فارابی با کتاب «موسیقی کبیر»، ابنسینا، ملاصدرا و حتی علامه طباطبایی و علامه محمدتقی جعفری هر یک به نحوی به مسئله هنر و زیبایی پرداختهاند، اما این میراث فکری کمتر در نظام آموزشی ما مورد توجه قرار گرفته است.
وی افزود: این کتاب حاصل حدود ۲۰ نشست تخصصی و گفتوگو با بیش از ۱۰ اندیشمند معاصر است و تلاش دارد مجموعهای از دیدگاهها را در قالب یک چارچوب منسجم درباره هنر اسلامی ارائه دهد. او تأکید کرد که موضوعاتی مانند نبوغ و اکتساب در هنر، تعهد هنری، نقش خیال، احساس، عاطفه، ذوق و جذابیت در خلق اثر هنری از محورهای اصلی این اثر هستند.
مومنیها همچنین به پیوند آثار این پروژه با اندیشههای شهید آوینی اشاره کرد و گفت: بخشهایی از کتاب به تحلیل دیدگاههای آوینی درباره هنر، سینما و خیال اختصاص دارد و تلاش شده این اندیشهها در کنار دیگر متفکران اسلامی بازخوانی شوند.
در ادامه نشست، محمدصالح بهشتینژاد بهعنوان کارشناس با اشاره به اهمیت کتاب «جنگ رسانهای» گفت: این اثر در مقایسه با بسیاری از آثار موجود در این حوزه، از سطح ژورنالیستی فراتر رفته و تلاش کرده به یک چارچوب مفهومی و نظری نزدیک شود.
او با مرور تاریخی مفهوم جنگ رسانهای اظهار داشت: این مفهوم از «جنگ روانی» آغاز شد، سپس به «عملیات روانی» و در ادامه به «جنگ شناختی» رسید؛ جایی که هدف نه فقط تغییر رفتار، بلکه تغییر چارچوب ذهنی مخاطب است. به گفته او، این تحول نشان میدهد که رسانه امروز نقش تعیینکنندهای در شکلدهی به ادراک انسانها دارد.
بهشتینژاد با تأکید بر ضرورت توجه به ابعاد ایجابی این موضوع افزود: در کنار بررسی جنگ رسانهای و آسیبهای آن، باید بررسی شود که چه عواملی باعث شده جامعه ایرانی در بسیاری از مقاطع در برابر این جنگها مقاومت کند و هویت خود را حفظ کند.
او با اشاره به رخدادهای اجتماعی و رسانهای سالهای اخیر گفت: علیرغم حجم بالای تولید محتوا و فشار رسانهای، جامعه ایرانی در بسیاری از موارد توانسته از این گذار عبور کند و این موضوع نیازمند تحلیل عمیقتری در حوزه هویت فرهنگی است.
این کارشناس همچنین پیشنهاد داد که در نسخههای بعدی این کتاب، موضوعاتی مانند علوم شناختی، اثرگذاری عصبی رسانه و روانشناسی مخاطب نیز وارد تحلیل شود تا ابعاد علمی آن تقویت گردد.