«زنده باد پرسپولیس»؛ روایتی نوجوانانه از فوتبال، رفاقت و رؤیای آزادی
نشست نقد و بررسی کتاب «زنده باد پرسپولیس» در روز چهارشنبه 6 خرداد در سکوی کودک و نوجوان باغ کتاب برگزار شد. در این نشست، اعظم محمدی، نویسنده کتاب در کنار میثم رشیدی حضور داشت.
نشست نقد و بررسی کتاب «زنده باد پرسپولیس» در روز چهارشنبه 6 خرداد در سکوی کودک و نوجوان باغ کتاب برگزار شد. در این نشست، اعظم محمدی، نویسنده کتاب در کنار میثم رشیدی حضور داشت.
در ابتدای نشست، میثم رشیدی با اشاره به انتشار نسخه الکترونیکی کتاب گفت: نسخه دیجیتال «زنده باد پرسپولیس» در نرمافزار افراکتاب نیز منتشر شده و علاقهمندان میتوانند آن را با قیمت مناسب تهیه و مطالعه کنند.
او در ادامه با اشاره به تجربه مطالعه کتاب اظهار کرد: این اثر از معدود رمانهای نوجوانی بود که توانستم با اشتیاق تا پایان بخوانم. هرچه به انتهای داستان نزدیکتر میشدم، کنجکاویام برای دانستن سرنوشت شخصیتها بیشتر میشد.
رشیدی با انتقاد از بخشی از آثار نوجوان سالهای اخیر افزود: بسیاری از کتابهایی که امروز در حوزه نوجوان منتشر میشوند، صرفاً درباره نوجواناناند، نه برای نوجوانان. یعنی موضوع و شخصیت نوجوان دارند، اما لزوماً برای مخاطب نوجوان جذاب و قابل لمس نیستند. درباره این کتاب از همان ابتدا این پرسش را داشتم که آیا اثری درباره نوجوان است یا برای نوجوان؛ و خوشبختانه پاسخ مثبت بود. هم زبان داستان و هم سوژه آن برای نوجوانان جذاب و قابل ارتباط است.
در ادامه نشست، اعظم محمدی درباره شکلگیری ایده کتاب گفت: فوتبال همیشه میان نوجوانها، چه دختر و چه پسر، موضوعی داغ و پرهیجان بوده است؛ از کریخوانیها گرفته تا طرفداریهای جدی. همین باعث شد تصمیم بگیرم اولین اثرم را بر پایه چنین فضایی بنویسم تا برای مخاطب جذاب باشد.
او افزود: خودم ورزشکار هستم؛ البته والیبالیست، اما تصمیم گرفتم داستانی فوتبالی بنویسم. طرح اولیه را برای استاد علی آرمین فرستادم و ایشان از همان ابتدا مشوق و راهنمای من بودند. همچنین آقای سیدمحسن امامیان نیز در روند نگارش کمک زیادی کردند و با همراهی این عزیزان توانستم کتاب را به پایان برسانم.
رشیدی در ادامه با اشاره به اینکه نویسنده کتاب یک زن است اما شخصیتهای اصلی داستان پسران نوجواناند، پرسید چرا داستان از زاویه دید دختران روایت نشده است.
محمدی در پاسخ توضیح داد: زمانی که نگارش کتاب را آغاز کردم، هنوز حضور بانوان در ورزشگاهها آزاد نشده بود و همین موضوع کار را برای من سختتر میکرد، چون خودم تجربه حضور در ورزشگاه نداشتم. مجبور بودم از افراد مختلف درباره فضای ورزشگاه و تجربه تماشای مسابقه سؤال کنم تا بتوانم آن فضا را باورپذیر بنویسم.
او ادامه داد: از طرفی احساس میکردم برخی اتفاقات داستان، مثل سفر ناگهانی به تهران برای دیدن مسابقه، برای یک پسر نوجوان باورپذیرتر است. هرچند دختران علاقهمند به فوتبال هم کم نیستند.
در بخش دیگری از نشست، رشیدی به انتخاب شهر کرمان بهعنوان محل زندگی شخصیت اصلی اشاره کرد و گفت: تا بخش زیادی از داستان اصلاً مشخص نیست ماجرا در چه شهری رخ میدهد و تازه در صفحات پایانی نام کرمان مطرح میشود. انتظار داشتم با توجه به ظرفیتهای شهری و فرهنگی کرمان، فضاسازی ملموستری در داستان ببینیم.
محمدی در پاسخ گفت: میخواستم فاصله شهر تا تهران بیشتر باشد تا سفر شخصیت اصلی دشوارتر و ماجرا باورپذیرتر شود. از طرفی نمیخواستم داستان در اصفهان بگذرد، چون احساس میکردم برای یک نوجوان اصفهانی، طرفداری افراطی از پرسپولیس شاید کمتر قابل باور باشد.
یکی از محورهای مهم گفتوگو، شغل شخصیت اصلی داستان بود؛ نوجوانی که برای تأمین هزینه سفرش به جمعآوری زبالههای بازیافتی روی میآورد.
محمدی درباره این انتخاب توضیح داد: بحث بازیافت برایم اهمیت زیادی داشت و دوست داشتم به نوعی فرهنگسازی هم در داستان اتفاق بیفتد. ضمن اینکه برای نوجوانی که هم درس میخواند و هم دنبال کار نیمهوقت است، این شغل نسبت به بسیاری از کارهای دیگر در دسترستر به نظر میرسید.
میثم رشیدی یکی از نقاط قوت کتاب را زبان روان و متناسب آن با مخاطب نوجوان دانست و گفت: با وجود اینکه مشخص است نویسنده دایره واژگان گستردهای دارد، اما آگاهانه زبان را ساده و روان نگه داشته تا برای نوجوان ۱۰ تا ۱۳ سال قابل فهم و جذاب باشد. حتی در دیالوگها نیز لحن شخصیتها بهخوبی حفظ شده است.
محمدی درباره روند نگارش کتاب گفت: حدود یک سال زمان صرف نگارش و بازنویسی کتاب شد. البته محدودیت تعداد کلمات باعث شد بخشهای زیادی از متن حذف شود؛ شاید حدود ۳۰ درصد از نسخه اولیه.
در ادامه نشست، رشیدی به برخی ضعفهای ساختاری کتاب نیز اشاره کرد؛ از جمله کوتاه بودن فصلهای پایانی، جمع شدن سریع اتفاقات انتهایی داستان و پرداخت کمجزئیات به برخی صحنههای مهم مانند درگیری پس از مسابقه فوتبال.
او گفت: در بخش پایانی، بهخصوص صحنه دعوا بعد از مسابقه، انتظار داشتم هیجان بیشتری منتقل شود و خواننده نوجوان ضربان داستان را بیشتر احساس کند.
محمدی در پاسخ توضیح داد: خودم هم احساس میکردم بعضی اتفاقها نیاز به پرداخت بیشتری دارند، اما محدودیت حجم کتاب باعث شد ناچار شویم داستان را سریعتر جمعبندی کنیم.
یکی دیگر از نکات مطرحشده در نشست، نگاه کتاب به مسئله هواداری افراطی فوتبال بود.
محمدی در اینباره گفت: هدف من نقد افراطیگری در فوتبال بود، نه اصل هواداری. در داستان بارها به پیامدهای رفتارهای هیجانی و تند هواداران اشاره شده است.
او همچنین با خنده اشاره کرد که برخی اطرافیانش از انتخاب نام «زنده باد پرسپولیس» ناراحت شدهاند و معتقد بودند چون نویسنده اصفهانی است، بهتر بود نام کتاب «زنده باد سپاهان» باشد.
محمدی در پایان نشست اعلام کرد که کتاب دیگری نیز در حوزه نوجوان نوشته است: رمان بعدیام با عنوان «بومادران» منتشر شده و شخصیت اصلی آن یک دختر نوجوان است. استادانم معتقد بودند در نوشتن شخصیتهای دختر موفقتر عمل میکنم.
در پایان، میثم رشیدی ضمن تمجید از کیفیت اثر گفت: برای یک کتاب اول، «زنده باد پرسپولیس» اثر قابل توجهی است و ایرادهای آن کاملاً قابل اغماضاند. مهمترین نکته این است که نویسنده توانسته وارد فضای داستان نوجوان شود و مخاطب را با خود همراه کند.
او همچنین از کیفیت ویرایش و تولید کتاب توسط انتشارات پینو تقدیر کرد و افزود: این ناشر با وجود شهرستانی بودن، استانداردی حرفهای در تولید کتاب دارد و توجه جدی به ادبیات نوجوان نشان میدهد.