بازخوانی تاریخ رژیم پهلوی از دریچه اسناد لانه جاسوسی آمریکا
نشست نقد و بررسی کتاب «روایت پدرخوانده» که به همت دانشگاه امام حسین (ع) منتشر شده است با حضور حجتالله نوری به عنوان نویسنده و دکتر مهدی سیاوشی به عنوان کارشناس عصر دهمین روز رویداد اردی بهشت کتاب برگزار شد.
نشست نقد و بررسی کتاب «روایت پدرخوانده» که به همت دانشگاه امام حسین (ع) منتشر شده است با حضور حجتالله نوری به عنوان نویسنده و دکتر مهدی سیاوشی به عنوان کارشناس عصر دهمین روز رویداد اردی بهشت کتاب برگزار شد.
دکتر مهدی سیاوشی در ابتدای این نشست با تأکید بر اهمیت رویکرد سندی کتاب، تصریح کرد که این اثر از منظر اسناد لانه جاسوسی به بررسی رژیم پهلوی پرداخته است. به اعتقاد او، تولید چنین آثاری که توسط مراکز دانشگاهی انجام شده، به دلیل اتکا به منابع دستاول و گزارشهای محرمانه سفارتخانهها، از اعتبار تحلیلی بالایی برخوردار است و میتواند بخشی از ابهامات تاریخی را برای مخاطب روشن کند.
در ادامه، حجتالله نوری با اشاره به مسیر تحقیق و پژوهش خود برای نگارش این کتاب، بیان کرد که بررسی اسناد مربوط به پهلوی، لایههای پنهان و دراماتیک بسیاری را آشکار میکند. او با استناد به روایتهای نزدیکان و وابستگان دربار، به گوشههایی از زیادهخواهیهای رضاخان اشاره کرد؛ از جمله مسئله تملک هزاران روستا به نام شخص اول مملکت که نشاندهنده ابعاد اقتصادی رفتارهای او بود.
نوری در بخش دیگری از سخنانش به رفتارهای تحکمآمیز و استبدادی رضاخان پرداخت و داستانهایی از نحوه برخورد او با محیط پیرامونش را به عنوان نمونهای از فضای استبدادی حاکم بر آن زمان روایت کرد. نوری تأکید داشت که بسیاری از گزارشهای موجود در کتاب، اعترافات خودِ آمریکاییها و مستشاران آنهاست که در اسناد رسمی ثبت شده و از این رو، نمیتوان آن را تنها محدود به نگاهِ منتقدان داخلی دانست.
نوری افزود: وقتی داوری ما بر اساس گزارههای غلط بنا شده باشد، نتیجهگیریمان نیز دچار انحراف خواهد بود؛ اما این کتاب با کنار هم قرار دادن گزارههای مستند، رژیم پهلوی را آنگونه که در گزارشهای خودِ آمریکا تصویر شده، روایت میکند. در اسناد موجود، ایران دوره پهلوی کشوری عقبمانده، درگیر فساد سیستماتیک و وابسته به اراده قدرتهای بیگانه توصیف شده است.
به گفته نوری، در جلد ششم کتاب به وضعیت بحرانی معیشت روستاییان اشاره شده که فقر و بیسوادی، مانع اصلی آنها برای تجربه یک زندگی انسانی بوده است. همچنین مسئله اشتغال جوانان و سرخوردگی آنها، موضوع دیگری بود که نوری به آن اشاره کرد و تأکید داشت که دلیل اصلی وقوع انقلاب اسلامی، حس استقلالطلبی مردم بود، زیرا در آن دوران حتی شاه کشور نیز در کوچکترین مسائل شخصی و سیاسی خود، مانند انتخاب رادیو یا ترسیم نقشهها در فضای خصوصیاش، تحت نظارت و دستور بیگانگان قرار داشت.
در بخش دیگری از این نشست، دکتر سیاوشی با واکاوی عنوان کتاب، گفت که انتخاب عبارت «روایت پدرخوانده» هوشمندانه و دارای بار معنایی سینمایی است که به خوبی فضای تصمیمگیریهای پشتپرده را منتقل میکند.
وی معتقد است این عنوان برای مخاطبان در سه گروه جذابیت دارد: کسانی که به دنبال قصه و روایت تاریخی هستند، کسانی که تشنه اسناد بکر و دستاولاند، و کسانی که تحلیلهای کلان سیاسی را دنبال میکنند. دولتآبادی بیان کرد که ساختار کتاب به گونهای است که نگاه از بالا به پایین را به تصویر میکشد؛ یعنی نشان میدهد که آمریکاییها در قامت یک سیاستگذار، چگونه ایران را به مثابه یک مهره در طرحهای کلان خود میدیدند و ارزیابی میکردند.
سیاوشی در بخش پایانی نقد خود، به فرمت و فصلبندی کتاب اشاره کرد و گفت این نوع تدوین، به مخاطب، بهویژه اهالی حوزه هنر و تولیدات رسانهای، اجازه میدهد تا با سرعت بیشتری به موضوعات مورد نظر خود دست یابند. او در نهایت این اثر را به عنوان یک کار پژوهشی در فضای دانشگاهی، اثری رو به جلو و ارزشمند خواند که توانسته است با استفاده از ظرفیت اسناد، روایتی منسجم و قابل تأمل از دوران پهلوی ارائه دهد. نوری نیز در پایان بر اهمیت ادامه این مسیر تأکید کرد و ابراز امیدواری نمود که چنین تحلیلهایی بتواند به شناخت دقیقتر جامعه از ریشههای استقلال کشور کمک کند.