روایات عاشقانه، نخ‌نما شده است
شنبه 02 خرداد 1405

روایات عاشقانه، نخ‌نما شده است

آئین رونمایی کتاب «شهریور ابری» در روز جمعه 1 خرداد در سکوی شاهنامه باغ کتاب برگزار شد. در این نشست سیدمحمد میرموسوی، نویسنده کتاب در کنار میثم رشیدی مهرآبادی و محمدعلی حامدرضوی حضور داشت.

آئین رونمایی کتاب «شهریور ابری» در روز جمعه 1 خرداد در سکوی شاهنامه باغ کتاب برگزار شد. در این نشست سیدمحمد میرموسوی، نویسنده کتاب در کنار میثم رشیدی مهرآبادی و محمدعلی حامدرضوی حضور داشت.

سیدمحمد میرموسوی در ابتدای نشست بیان کرد: تاریخ که روایتی خطی دارد در ذهن و افکار مردم ماندگار نخواهد شد، من سعی کردم با روایتگری این مسئله را بشکنم. داستان این کتاب درباره جنگ جهانی دوم و ارتش و حضور ترکمن‌ها است.

میثم رشیدی افزود: با توجه به اینکه شما در آن منطقه زیست داشته‌اید و داستان‌های قوم ترکمن را اضافه کردید بسیار جذاب است، پتانسیل این را نیز دارد که در جشنواره‌های محلی شرکت داده شود. یکی از شاخصه‌های «شهریور ابری» این است که نشان می‌دهد در زمانی که رسانه رشد بسیاری نداشته؛ تصمیمات تهران بر سایر شهرها چقدر تاثیرگذار خواهد بود. در بخشی از کتاب، یکی از افسران، چنان از رضاشاه تعریف می‌کند که می‌تواند مورد استفاده شبکه‌های معاند قرار بگیرد. محور دوم فضاسازی کتاب است؛ که کتاب را از یک درام اجتماعی به یک کتاب تاریخی قابل توجه بدل کرده است. تعریف مجدد و دقیقی که ایشان از روابط خانوادگی در اثر نوشته است نیز بسیار قابل ستایش است.

او ادامه داد: نکته مثبت دیگر، از باب شخصیت‌پردازی است. در صنعت نشر، داستان‌های بلند منتشر می‌شود که اشتباها به آن رمان گفته می‌شود؛ شاخصه اصلی رمان‌ها، تعدد شخصیت است که این کتاب به خوبی آن را دارا است. افسران، قاچاقچی‌ها، مردم بومی و ... همه در این کتاب حضور دارند؛ البته من به عنوان مخاطب انتظار داشتم که تفاوت لحن را در این افراد ببینم. شخصیت سرباز نقطه عطف داستان است که مورد رنج قرار گرفته اما مجبور است تا خواسته‌های حاکمیتی را برآورده کند. آقای میرموسوی به واسطه سابقه‌ای که در داستان‌نویسی دارند، توجه ویژه‌ای بر نمادسازی در این کتاب استفاده کرده است.

رشیدی همچنین عنوان کرد: استفاده از پاسگاه مرزی به عنوان یک برزخ برای انسان‌ها در این کتاب به خوبی انجام شده است. دیالوگ‌ها، علاوه بر اینکه فاقد لحن هستند اما بسیار اندازه هستند. اما نکته‌ای که وجود دارد در برخی دیالوگ‌ها به گونه‌ای برداشت می‌شود که ما داریم اطلاعات را از ویکی‌پدیا می‌گیریم. احساس می‌کنم آنچه که من در جستجو می‌بینم، نباید انقدر مستقیم در دیالوگ شخصیتی در دهه 20 ببینم. زیست ترکمن‌‌ها برای ما همیشه در قاب مستند‌ها بوده است اما بدون ادبیات، این مسئله در ذهن ماندگار نمی‌شود. از آقای میرموسوی ممنونم که با ادبیات، این مسئله را جامعه عمل پوشانده‌اند.

نویسنده کتاب در پایان گفت: هدف من این نبود که به ترکمن‌ها بپردازم، اگر کسی می‌خواهد با این کتاب، به شناخت قوم ترکمن دست پیدا کند، آن را نخواند. من قصد داشتم تا آن برهه از تاریخ و اتفاقات را روایت کنم. من روایتی عاشقانه نیز در دل این کتاب داشتم، اما به این دلیل که نشر به سختی نیفتد و از ادبیات نخ‌نمای عاشقانه در ادبیات امروز ایران فاصله بگیرم، تمام این روایت را پاک کردم. حدود 5000 کلمه از این کتاب در این موقعیت کم شد. شاید اگر این روایت حذف نمی‌شد، کتاب جذابیت بیشتری داشت؛ اما نمی‌خواستم به این مسائل نخ‌نماشده بپردازم.

محمدعلی حامدرضوی نیز در پایان نشست، به خوانش بخش‌هایی از کتاب پرداخت.

نظر بدهید
capcha